جستجو
    جستجوی پيشرفته  
صفحه اصلی
 
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
قدرت روح انسان در تله پاتی و خواب مصنوعی
3,327
 
 
Tahoor_invitation

وجود امور خارق العاده امرى غیرقابل انکار است. هرچند خوارق عادت عموما در داشتن غایتى که همان اثبات امر غیرمعتاد و یا نفى امر معتاد است، با هم مشترکند. اما وجوه افتراقى، آنها را از جهت نوع غایت و برخوردارى از مقبولیت الهى و عدم آن از هم جدا مى کند. این تنوع موجود در خوارق عادت امرى است با پیشینه اى طولانى در مسیر زمان، که رغبت اهل اندیشه، خصوصاً متکلمین را نسبت به تحقیق درباره کیفیت و نحوه تحقق آنها جلب کرده است. معجزه به عنوان مهمترین و اصیل ترین امر خارق العاده، که روایتهاى تاریخى موثق وقوع آن را اثبات مى کند، یکى از این امور است. کرامت، سحر، جادو و امورى از قبیل «تله پاتى» و «هیپنوتیزم» از خوارق عادت محسوب مى شود.

تله پاتى
یکى از امور فراروانشناختى که مورد سخن ماست، تله پاتى است. در تعریف آن، تعابیر مختلفى ارائه شده است. بعضى گفته اند: «تله پاتى از دو کلمه «تله» به معنى «دور» و «پاتوس» به معناى «احساس» گرفته شده است؛ یعنى احساس از دور و آن ارتباط روان انسان با دیگرى از راهى بجز حواس معمولى است.
بعضى هم گفته اند: «تله پاتى عبارت از این است که شخصى از فاصله اى، رابطه اى فکرى با شخص دیگرى برقرار سازد؛ آنچه را او فکر مى کند، بفهمد و چیزى را که خود مى اندیشد، او درک کند، یا واقعه اى را که در محلى دوردست اتفاق مى افتد، بدون آن که رابطه هاى مادى بین او و آن محل برقرار باشد، آن واقعه را ببیند و از آن باخبر گردد.»
بعضى هم تعریفى نزدیک به این معنا ذکر کرده اند و آن این که: «تله پاتى به معناى انتقال فکر و رابطه معنوى و ارتباط فکرى میان دو نفر از راه دور و همچنین به معناى القاى مطلبى از راه دور از طرف کسى براى کس دیگر از طریق انتقال فکر است.

در این که آیا قدرت و نیروى تله پاتى در همه افراد انسان وجود دارد یا خیر، نظرات مختلفى وجود دارد. در کتاب «حقیقت روح» آمده است: «قدرت خواندن افکار دیگران براى همه کس امکان ندارد. به طورى که عده بسیارى از انسانها داراى این قدرت نیستند. لکن وجود آن یک حقیقتى است که علم روان شناسى جدید در صحت آن تردید ندارد...» در نتیجه آزمایشات مکرر، ثابت شده که «مدیومهاى» تله پاتى بعضى از اوقات موفق مى شوند و گاهى هم موفق نمى شوند. حتى با نزدیک بودن مسافت، مدیوم نمى تواند افکار طرف مقابل را بخواند. ولى گاهى از مسافت دور هم مى تواند بخواند. در عین حال، بعضى معتقدند که همه افراد انسانى از نیروى تله پاتى بهره مندند.
در کتاب «نیروى ناشناخته در انسان» چنین آمده است: «همه، قدرت و نیروى تله پاتى را دارند، منتهى بسیارى از افراد از وجود چنین نیرویى در خود بى خبرند و از این رو کمتر از آن بهره گرفته مى شود. همان طور که شخص مى تواند با ورزش اندام را قوى کند، به همان طریق مى توان به تدریج با تمرینات مداوم نیروى تله پاتى را در خود پرورش داد. «براى تقویت و شکوفایى نیروى تله پاتى، روشهاى مختلفى وجود دارد که یکى از آنها هیپنوتیزم است. دراویش و مرتاضان، اکثراً از طریق خود هیپنوتیزم به خلسه رفته، حقایقى را کشف مى کنند.» از آنجا که انسان داراى قوا و استعدادهایى است که از سوى خداوند تعالى در نهاد او قرار داده شده است و نوع انسانى از این موهبت الهى بهره مند است، پس نظر اخیر اقرب به صواب است و در همه افراد انسان این قوه و نیروى تله پاتى وجود دارد. بعضى درصدد شکوفایى آن برمى آیند و بعضى خیر.

هیپنوتیزم
هیپنوتیزم، از لفظ یونانى گرفته شده و به معناى خواب است. در چیستى و کیفیت آن تعابیر مختلفى وجود دارد. در کتاب «راز درون» آمده است که اولین بار، این نام را دکتر «جیمز برید» به کار برده است و آن خوابى است که در اثر تلقین اشخاص مخصوصى به نام عامل یا «هیپنوتیزور» به معمول دست مى دهد و به عبارت دیگر، هیپنوتیزم، حاصل القائات ممتد عامل در معمول است. بعضى دیگر، در تعریف هیپنوتیزم آورده اند: «هیپنوتیزم عبارت است از خواب مصنوعى که در اثر تمرکز نگاه طولانى به یک نقطه روشن و نورانى و یا در اثر توجه خاص نسبت به یک موضع براى انسان حاصل مى شود.» پس مى توان گفت: «هیپنوتیزم، یک حالت القایى ارادى است که در آن هوشیارى و آگاهى سوژه، فوق العاده افزایش مى یابد. این آگاهى عمدتاً بر روى مطالبى تمرکز مى کند که توسط هیپنوتیزور به او ارائه مى شود. اگر این تمرکز بسیار شدید باشد...، معمولاً سوژه پس از بیدار شدن کوچکترین خاطره اى از وقایع و حوادث زمان هیپنوتیزم ندارد.»

پیدایش هیپنوتیزم
در باب پیدایش هیپنوتیزم باید گفت: «گرچه موضوع خواب مصنوعى در میان اقوام گذشته قدیم مانند کلدانیها، آشوریها، مصریها، هندیها، ایرانیها و نظایر اینها کم و بیش شهرت داشته و برخى از کاهنان در گوشه و کنار مشغول تداوى بیماران از راه خواب مصنوعى بوده اند، ولى تا اواسط قرن هیجدهم اثرى از این علم در اروپا دیده نمى شد و براى نخستین بار، پزشک مشهور اتریشى «فرانسوا آنتوان مسمر» در حدود سال 1775 اظهار کرد که در آدمى نیروى سیال مغناطیسى وجود دارد که مى شود از راه اراده، آن را بر دیگران نفوذ داد.»

آیا هیپنوتیزم یک خواب است؟
در این که آیا هیپنوتیزم مى تواند خواب محسوب شود یا خیر، باید گفت با توجه به تعریف و کیفیت آن معلوم مى گردد که هیپنوتیزم نمى تواند خواب باشد. هر چند ظاهر فرد هیپنوتیزم شده به فردى که در حال خواب است، شباهتهایى دارد. ولى در هیپنوتیزم، علاوه بر قدرت تفکر، امکان صحبت، قضاوت، راه رفتن و...، وجود دارد. به گونه اى که فکر سوژه بر روى موضوع خاص (صحبتهاى هیپنوتیزور) تمرکز فوق العاده اى پیدا مى کند و بین او و فرد هیپنوتیزور، ارتباط عاطفى خاصى برقرار مى شود که در حالت خواب نمى توان نظیر آن را مشاهده کرد و شاید به همین دلیل آن را خواب مصنوعى نامیده اند.
یکی از مسائل که مربوط به خواب مصنوعی و تله پاتی است و به استعداد روحی بشر و احیاناً به یک قوه غیرمادی و جسمانی برای بشر ارجاع می شود درمانهای روانی است، یعنی این یک دهلیزی است برای اینکه انسان به نیروی روحی ماورای نیروی مادی و بدنی در وجود خود پی ببرد. مسأله درمان روانی از قدیم معمول بوده است و در عصر جدید هم خودش یک مسأله ای است، که فلاسفه روی درمانهای روانی اطباء مطالعه می کنند و برای اینها اهمیت زیادی قائل هستند.
ما داستانهایی در قدیم در کتابها می خوانیم که مثل بوعلی هم در کتابهای خودشان نقل می کنند و از همه معروفتر معالجات روانی ای است که به محمدبن زکریای رازی نسبت می دهند و بوعلی هم در کتابهای خودش آنها را نقل می کند و خود بوعلی هم گاهی دست به معالجات روانی می زده است و در تاریخ داستانها از معالجات روانی خود او هم نقل کرده اند، درباره افرادی که دچار بیماری لمسی و بی حسی (بیماری فلج) بوده اند و از راه معالجات درمانی طبی و با دوا و شربت و این چیزهایی که معمول بوده است قادر نبوده اند اینها را معالجه کنند و بعد، از طریق روحی و روانی معالجه کرده اند.

این مطلب که یک بیماری از راه تلقین روحی و یا از راه تحریک اراده خود بیمار معالجه شود منشأ یک فکر شد که در بشر نیرویی وجود دارد غیر از این نیروهای مادی بدنی، که همان قوه اراده است و قوه اراده یک قوه مستقلی است در انسان. در دوران جدید هم ما می بینیم که یک چیزهایی پیدا شد که این فکر را به نظر ما تأیید و تقویت کرد، و چیزهای عجیبی در کتابهای روانکاوی و یا در کتابهایی که راجع به هپینوتیزم نوشته اند در این زمینه می خوانیم.
ما می خوانیم که اول بار که مگنتیزم پیدا شد خیال می کردند که در مغناطیس یک نیروی خارق العاده ای وجود دارد و افرادی پیدا شدند - که اطباء هم اغلب اینها را شیاد می دانستند - و مدعی بودند که ما با مگنتیزم معالجه می کنیم. بعد واقعاً معلوم شد که مغناطیس اثری ندارد، هیچ خاصیت و خصوصیتی (در این زمینه) ندارد.
بعد فکر دیگری پیدا شد و آن این بود که شاید آن نیرو در مغناطیس در آن فلز نیست و آن مغناطیس دیگری حیوانی در بدن آن شخص است یعنی بعضی از انسانها اصلاً در وجودشان قوه ای نظیر قوه مغناطیسی وجود دارد که با آن (بیماران را) معالجه می کنند، مثل مردی به نام دکتر مسمر که چیزهای عجیبی از او نقل می کنند. ولی می گویند بعدها این فکر هم مردود شناخته شد که واقعاً این طور نیست که در بدن یک انسان قوه ای نظیر قوه مغناطیس وجود داشته باشد.

افکار متوجه این مطلب شد که هر چه هست خاصیت مال تلقین است یعنی خاصیت مال فکر خود بیمار است، نه در فلز خاصیتی هست و نه در بدن آن طبیب، معالج، و معالجات و فعالیتهای زیادی مشاهده شده است و بعد نتیجه گرفته اند که این نتیجه ای که گرفته می شود بیشتر، از تلقین است یعنی از این باور و ایمان و عقیده ای است که در خود بیمار پیدا می شود. بعدها افکار بر محور همین قوه تلقین و قوه فکر خود انسان دور زد. از وقتی که فکر آمد روی تأثیر قوه تلقین و قوه فکر، باز همان مسأله درمان روحی زنده شد که اصلاً خود علم و اراده در انسان قوه است، نفس علم در انسان قوه ای است که می تواند بر بدن انسان حکومت کند و نفس اراده و خواست قوه ای است که می تواند بر بدن انسان حکومت کند، تا قضیه خواب مصنوعی کشف شد.
در خواب مصنوعی که یک شخص با اراده خودش و یا با سلسله اعمالی که انجام می دهند کسی را خواب می کند، این آدم نه تنها روحش، حتی بدنش تابع القاء و اراده شخص عامل می شود، چطور؟ آنطور که در کتابها نوشته اند، گاهی در خواب مصنوعی، (عامل) به حدی شخص را تحت تأثیر قرار می دهد که برخلاف خواب طبیعی که اگر عواملی روی بدنش وارد شود و زیاد اثر بگذارد بیدارش می کند او یک حالت بی حسی و بی شعوری کامل پیدا می کند که حتی اگر اعضایش را قطعه قطعه کنند باز هم از خواب بیدار نمی شود. در خواب طبیعی وقتی صدایش کنند بیدار می شود. او را اگر دیگری صدا کند از خواب بیدار نمی شود. در خواب طبیعی اگر ضربه ای یا دردی بر بدنش وارد کنند بیدار می شود، او باز هم بیدار نمی شود. وقتی آن القاء کننده به او القا کرد بخواب! او دیگر می خوابد. تا وقتی او امر نکند و دستور ندهد که بیدار شو، بیدار نمی شود.

اینجا روحیون یک نتیجه گیری که می توانند بکنند این است: شخص تلقین کننده (عامل) اراده او را تحت تسخیر خودش قرار داده. وقتی که او را خواباند و شعور ظاهرش را از کار انداخت، شعور باطن او را در اختیار می گیرد و شعور باطنش تمام بدن خودش را در اختیار می گیرد به طوری که وقتی این به او می گوید تو باید احساس درد نکنی شعور باطن اطاعت می کند: بله، باید احساس درد نکنم. شعور باطن وقتی که تصمیم می گیرد احساس درد نکند احساس درد نمی کند. این خیلی عجیب است. با اینکه نه تنها طبق فرضیه مادیین، حتی در فریضه ثنویین امثال دکارت - افرادی که روح را مجزای از بدن و اینها را دو دستگاه علیحده و مستقل از یکدیگر می دانند - نیز اصلاً ربطی میان روح و بدن نیست، روح بخواهد یا نخواهد بدن کار کند بدن کار خودش را باید انجام بدهد، ولی معلوم می شود با این وسیله (یعنی این خودش یک دریچه است) می توان کاری کرد که شعور باطن حتی احساس بدن را هم در اختیار بگیرد، اگر بخواهد بدن احساس درد کند می کند و اگر نخواهد نمی کند.

استقلال شعور باطن از شعور ظاهر
بعضی از خوابهای مصنوعی از یک نظر دیگر مهمتر است و آن این است که در حالی که شخص را خواب نمی کنند، در اثر تلقین، فقط یک عضو را در اختیار قرار می دهند. ممکن است تنها دستش را بی حس کنند یا به دست فرمان می دهد به این حال بایست دست به یک حال معین می ایستد. درحالی که شعور ظاهرش هم در کار است. این از این نظر مهمتر است که در آن نظر اول شعور ظاهر در کار نیست، چون شعور ظاهر در کار نیست شعور باطن کار خودش را می کند، ولی در اینجا معلوم می شود با اینکه شعور ظاهر در کار هست معذلک باز شعور باطن فعالیت خودش را دارد، یعنی حکایت می کند از نوعی استقلال شعور باطن در مقابل شعور ظاهر.

قدرت روح انسان در تله پاتی:
از این عجیب تر چیزی است که تحت تأثیر القاء شخص عامل، حواس معمول یک حساسیت عجیبی پیدا می کند به طوری که صدایی را که یک آدم عادی نمی شنود او می شنود، چیزی را که یک شخص عادی در حال عادی نمی بیند او می بیند یعنی از راههای بسیار دور چیزی را می بیند و از فاصله های بسیار دور چیزی را می شنود، تا این مقدار حساسیت برای حواس.
یک چیزی امروز می گویند به نام " تله پاتی " که الکسیس کارل هم در کتاب انسان موجود ناشناخته آن را تأیید می کند و می گوید این واقعیتی است که الان وجود دارد، و داستانهای نظیر این در کتابهای مذهبی خیلی زیاد است مثل اینکه پیامبر اکرم در وقتی که نجاشی در حبشه بود جریان فوت او را اطلاع داد و گفت که الان نجاشی مرده است و او را کفن کرده اند و من از همین جا بر آن نماز می خوانم، به طوری که همه جنازه نجاشی را دیدند و حضرت در آن حال بر آن نماز خواندند.

 
 
 
 

خواب مصنوعی و چگونگی کشف شعور باطن

ظهور قدرت روح انسان در روان درمانی

 
 
 
 
کتاب نبوت شهید مطهری، صفحه 160-159 و صفحه 161 و صفحه 163-162
مجله رواق انديشه، شماره 19، معجزه و پديده‏هاى خارق العاده و فرا روان شناختى، نوشته حسن ر
 
 
 
 
 
   
 
فرهنگ و علوم انسانی > روان شناسی > مباحث روان شناسی
 
ماوراءالطبیعه > روح و نفس
 
 
 
 
 
 
کتاب نبوت شهید مطهری، صفحه 160-159 و صفحه 161 و صفحه 163-162
مجله رواق انديشه، شماره 19، معجزه و پديده‏هاى خارق العاده و فرا روان شناختى، نوشته حسن ر
 
سلام من خیلی به همچنین مطالب علاقه دارم و دوست دارم بیشتر درباره اش بفهمم تا بتونم استفاده کنم دوست دارم بدونم چطور میتونم از قوه عقل استفاده کنم برای درخواست خواستها خیلی خوشحال میشم اگر با سایتتون رابطه بیشتر و مطالب تازه رو وارد ایمیلم کنید ممنون

جمعه 14 مهر
آهو محمدی

نظر کارشناس:
کاربر گرامی با سلام شما می توانید با جستجو در سایت طهور به مطالب متنوعی در این زمینه دست یابید . موفق باشید .
 
خیلی مطالب جالب بود من خیلی لذت بردم. با تشکر از سایت خوبتون.

چهارشنبه 12 مهر
رها
   
 
 
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
   
 
 
 
طهور قرآن | دایره المعارف طهور | کتابخانه طهور | پادکست طهور | اعلام | کتاب شناسی | سایت ٥ روز | طهور فرانسه
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور