جستجو
    جستجوی پيشرفته  
صفحه اصلی
 
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
نمونه هایی از کارشکنی منافقین در زمان پیامبر
1,946
 
 
Tahoor_invitation

راجع به منافقین در صدر اسلام یک نوع‏ اختلاف نظری میان شیعه و سنی وجود دارد. اهل تسنن معمولا منافقینی را که‏ در قرآن از آنها یاد شده است و بلکه اساسا منافقین در دوره اسلام را منحصر می‏دانند به منافقین مدنی، یعنی منافقینی که از انصار هستند، و معتقدند که اینها در اوایل ورود پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به‏ مدینه پیدا شدند و بعد در سالهای آخر حیات پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله هم ریشه شان کنده شد و کارشان تمام شد. این‏طور هم تعلیل می‏کنند که تا این مقدار حرف درستی است که در مدینه گروهی بودند که در راسشان مردی‏ بود به نام عبدالله بن ابی که اینها از اول، از آمدن پیغمبر ناراضی‏ بودند، یعنی آمدن پیغمبر اکرم منافع خاص آنان را در خطر می‏انداخت، ولی موج اسلام در مدینه موجی بود غیرقابل مقاومت و اینها چاره‏ای نداشتند الا اینکه خود را در زیر پوشش اسلام مخفی کنند، یعنی در باطن همان که‏ بودند بودند، ولی تظاهر به اسلام می‏کردند. شک ندارد که چنین گروهی در مدینه بوده‏اند و اینها منافق بوده‏اند و بسیاری از آیات هم ناظر به همانهاست و شان نزول آیات نفاق اغلب در مورد همانها است.

به هر حال منافقین صدر اسلام دست به کارشکنی هایی می زدند از جمله: گروهى از منافقان در یك جلسه سرى، براى قتل پیامبر توطئه كردند كه پس از مراجعت از جنگ تبوك در یكى از گردنه هاى سر راه به صورت ناشناس كمین كرده، شتر پیامبر صلى الله علیه وآله وسلّم را رم دهند، و حضرت را بقتل برسانند. خداوند پیامبرش را از این نقشه آگاه ساخت، و او دستور داد جمعى از مسلمانان مراقب باشند، و آنها را متفرق سازند، هنگامى كه پیامبر صلى الله علیه وآله وسلّم به آن عقبه ( گردنه ) رسید، عمار مهار مركب پیامبر صلى الله علیه وآله وسلّم را در دست داشت، و حذیفه از پشت سر آنرا مى راند در این هنگام گروه منافقان كه گویا صورتهاى خود را پوشیده بودند فرا رسیدند، پیامبر صلى الله علیه وآله وسلّم به حذیفه فرمود: به صورت مركبهاى آنها بزن و آنها را دور كن، حذیفه چنین كرد.

هنگامى كه پیامبر صلى الله علیه وآله وسلّم بدون خطر از عقبه گذشت به حذیفه فرمود: آنها را نشناختى؟ عرض كرد نه، هیچ یك از آنها را نشناختم، سپس رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلّم نام همه آنها را براى او برشمرد، حذیفه عرض كرد: حال كه چنین است چرا گروهى را نمى فرستى آنها را به قتل برسانند؟ فرمود: دوست ندارم عرب بگویند هنگامى كه محمد بر یارانش پیروز شد به كشتن آنها پرداخت! این شان نزول از امام باقر علیه السلام نقل شده و در كتب متعددى از حدیث و تفاسیر نیز آمده است، در شان نزول دیگرى مى خوانیم: كه گروهى از منافقان هنگامى كه موضع پیغمبر صلى الله علیه وآله وسلّم را در برابر دشمن در تبوك مشاهده كردند، از روى تمسخر گفتند: این مرد گمان مى كند كه قصرهاى شام و دژهاى نیرومند شامیان را تسخیر خواهد كرد چنین چیزى محال است محال.

خداوند پیامبر خود را از این واقعه آگاه ساخت، و پیامبر صلى الله علیه وآله وسلّم دستور داد راه را بر این گروه ببندند، سپس آنها را صدا زد و ملامت كرد و فرمود: شما چنین و چنان گفتید، آنها عذر آوردند كه ما قصد و غرضى نداشتیم، مزاح و شوخى مى كردیم و بر این موضوع سوگند یاد كردند! خداوند براى دفع خطر منافقان از پیامبر، گهگاه پرده از روى اسرار آنها برمى داشت، و آنان را به جمعیت معرفى مى كرد، تا مسلمانان به هوش باشند، و به دام آنها گرفتار نشوند، و آنها نیز متوجه موقعیت خویش شوند، و دست و پاى خود را جمع كنند، روى این جهت غالبا آنان در یك حالت ترس و وحشت به سر مى بردند، قرآن به این وضع اشاره كرده، مى گوید: منافقان مى ترسند كه بر ضد آنها سوره اى نازل شود، و آنان را به آنچه در دل دارند آگاه سازد ( یحذر المنافقون ان تنزل علیهم سورة تنبئهم بما فى قلوبهم، توبه ،64).

ولى عجیب اینكه بر اثر شدت لجاجت و دشمنى باز هم دست از استهزاء و تمسخر نسبت به كارهاى پیامبر صلى الله علیه وآله وسلّم برنمى داشتند، به همین خاطر خداوند در پایان این آیه به پیامبرش مى گوید به آنها بگو: هر چه مى خواهید استهزاء كنید، اما بدانید خدا آنچه را از آن بیم دارید آشكار مى سازد، و شما را رسوا مى كند! (قل استهزءوا ان الله مخرج ما تحذرون). البته جمله استهزءوا (مسخره كنید) از قبیل امر براى تهدید است، همانند اینكه انسان به دشمنش مى گوید: هر قدر كارشكنى و اذیت و آزار در قدرت دارى بكن، پاسخ آنها را یكجا خواهم داد اینگونه تعبیرات در مقام تهدید ذكر مى شود. ضمنا باید توجه داشت كه از آیه فوق استفاده مى شود كه منافقان در دل از حقانیت دعوت پیامبر صلى الله علیه وآله وسلّم با خبر بودند، و ارتباط او را با خدا به خوبى مى دانستند، ولى با اینحال بر اثر لجاج و عناد و دشمنى با حق، به جاى اینكه در برابر او تسلیم باشند، كارشكنى مى كردند، به همین دلیل قرآن مى گوید: منافقان از این بیم داشتند كه آیاتى بر ضد آنها نازل شود، و مكنون خاطرشان را آشكار سازد.

 
 
 
 

معنا و مفهوم نفاق

اختلاف نظر شیعه و سنی درباره منافقین صدر اسلام

 
 
 
 
آشنایی با قرآن 7، صفحه 106-104،
تفسير نمونه ج 8 ص 24-23
 
 
 
 
 
   
 
فرهنگ و علوم انسانی > تاریخ > تاریخ اسلام
 
ادب و اخلاق > رذیلت های اخلاقی
 
اصول عقاید > نبوت > ادیان الهی > اسلام > قرآن > معارف در قرآن > اخلاق در قرآن
 
اعلام > شخصیت ها > معصومین > چهارده معصوم > پیامبر اکرم(ص) > زندگینامه
 
 
 
 
آشنایی با قرآن 7، صفحه 106-104،
تفسير نمونه ج 8 ص 24-23
   
 
 
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
   
 
 
 
طهور قرآن | دایره المعارف طهور | کتابخانه طهور | پادکست طهور | اعلام | کتاب شناسی | سایت ٥ روز | طهور فرانسه
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور