جستجو
    جستجوی پيشرفته  
صفحه اصلی
 
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
ارزش و اهمیت علم در قرآن و حدیث
21,821
 
 
Tahoor_invitation

علم و ایمان هر کدام نقشی متفاوت در سازندگی آینده‏ء انسان دارند. نقش علم این است که راه ساختن را به‏ انسان ارائه می‏دهد. علم انسان را توانا می‏کند که هرگونه " بخواهد " آینده را همان گونه بسازد. علم مانند ابزاری در اختیار خواست انسان قرار می‏گیرد و طبیعت را آنچنانکه انسان بخواهد و فرمان دهد می‏سازد. اما اینکه طبیعت را چگونه‏ بسازد، آیا از طبیعت مصنوعاتی بسازد به سود جامعه‏ء انسانی و یا نیروهای‏ مخرب برای مزید توسعه طلبی افرادی مخصوص، این دیگر به این ابزار که‏ نامش علم است مربوط نیست، این بسته به این است که انسانهایی که علم‏ در فرمان آنهاست چگونه انسانهایی بوده باشند.

پیامبر اکرم (ص) به علم و سواد تشویق می‏کرد، کودکان اصحابش را وادار کرد که سواد بیاموزند، برخی از یارانش را فرمان داد زبان سریانی بیاموزند. این تأکید و تشویقها درباره علم سبب شد که مسلمین با همت و سرعت‏ بی‏نظیری به جستجوی علم در همه جهان پرداختند، آثار علمی را هر کجا یافتند به دست آوردند و ترجمه کردند و خود به تحقیق‏ پرداخته و از این راه علاوه بر اینکه حلقه ارتباطی شدند میان تمدنهای قدیم‏ یونانی و رومی و ایرانی و مصری و هندی و غیره، و تمدن جدید اروپایی، خود یکی از شکوهمندترین تمدنها و فرهنگهای تاریخ بشریت را آفریدند که به‏ نام تمدن و فرهنگ اسلامی شناخته شده و می‏شود.

خداوند در قرآن می فرماید: «قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون ، انما یتذكر اولوا الالباب؛ بگو آیا دانایان با نادانان مساویند؟ جز این‏ نیست كه تنها خردمندان یادآور می‏شوند» (سوره زمر، آیه 9). نقش علم برای انسان اینقدر زیاد است که اسلام طلب آن را بر هر مسلمانی واجب دانسته است. پیامبر اکرم می فرماید:«طلب العلم فریضة علی كل مسلم؛ یعنی جستجو و تحصیل علم بر هر مسلمانی فرض و واجب است» (اصول كافی، ج 1 ص 30). این حدیث از جمله‏ احادیث اسلامی است كه شیعه و سنی هر یك به طرق و سندهای خود آن را از رسول اكرم نقل كرده‏اند. اگر چند حدیث مسلم داشته باشیم كه فریقین آنرا از رسول اكرم ( ص ) نقل كرده باشند یكی همین‏ حدیث است. معنی حدیث این است: یكی از فرائض اسلامی و واجبات اسلامی، در ردیف‏ سایر واجبات و فرائض، طلب و تحصیل علم است. تحصیل و طلب علم بر هر مسلمانی واجب است، اختصاص به طبقه و دسته‏ای دون طبقه و دسته‏ای ندارد. در تواریخ آمده كه قبل از ظهور اسلام بعضی از جامعه‏های متمدن آنروز تحصیل علم را از حقوق و امتیازات بعضی از طبقات می‏دانسته‏اند و برای‏ سایرین چنین حقی قائل نبوده‏اند. در اسلام نه تنها علم به عنوان " حق " از امتیازات كسی نیست، بلكه به عنوان " تكلیف " و " وظیفه " بر همه افراد تحصیل آن فرض و واجب است مانند سایر تكالیف.

نماز یكی از فرائض است. روزه یكی از فرائض است. زكات یكی‏از فرائض است. حج یكی از فرائض است. جهاد یكی از فرائض است. امر به معروف و نهی از منكر یكی از فرائض است. همچنین عالم شدن و دانا شدن هم ( به نص این حدیث ) یكی از فرائض است. در این جهت به طور اجمال و سربسته اختلافی نیست. از صدر اسلام تا امروز همه فرق و همه علمای اسلامی این مطلب را قبول داشته‏اند. در كتب‏ حدیث همیشه یك باب مخصوص هست تحت عنوان " باب وجوب طلب العلم"‏ و یا عنوانی نظیر این عنوان. می‏فرماید جستجو و طلب علم بر هر مسلمان واجب است، هیچ استثنائی‏ ندارد، حتی از لحاظ زن و مرد هم استثنائی ندارد، چون مسلم یعنی مسلمان‏، خواه مرد باشد و خواه زن. این حدیث می‏فرماید فریضه علم یك فریضه عمومی است، اختصاص به‏ طبقه‏ای یا صنفی یا جنسی ندارد. ممكن است یك چیز مثلا بر جوانان فرض‏ باشد نه بر پیران، بر حاكم فرض باشد و نه بر رعیت، یا بر رعیت فرض‏ باشد نه بر حاكم، وظیفه مرد باشد نه وظیفه زن، مانند جهاد و نماز جمعه‏ كه فقط بر مردان فرض است، بر زنان فرض نیست، اما این فریضه كه‏ نامش فریضه علم است بر هر مسلمانی فرض است و هیچگونه اختصاصی ندارد.

حدیث دیگر اینكه: «اطلبوا العلم من المهد الی اللحد؛ یعنی در همه‏عمر، از گهواره تا گور، در جستجو و طلب علم باشید»، یعنی علم فصل و زمان معین ندارد، در هر زمانی باید از این فرصت استفاده كرد. همان‏طوری كه حدیث اول از لحاظ افراد و از لحاظ جنس و صنف و طبقه‏ اختصاص و محدودیت را برداشت و این فریضه را از آن نظر تعمیم داد، این‏ حدیث از لحاظ وقت و زمان توسعه و تعمیم می‏دهد. ممكن است فریضه و تكلیفی از لحاظ زمان محدودیت داشته باشد و نشود در هر زمانی به او پرداخت. مثلا روزه‏های واجب وقت و زمانش معین است و آن ماه مبارك رمضان است، و حتی نماز از لحاظ ساعت شبانه روز وقت‏ معینی دارد و فقط در ساعات معین باید انجام گیرد. حج واجب است اما در همه وقت نمی‏شود آن را بجا آورد، موسم معین دارد و آن ماه ذی الحجه است، ولی فریضه علم محدود به هیچ وقت، هیچ زمان و هیچ سن و سال نیست و اگر وقت روزه، ماه رمضان و وقت حج، ماه ذی الحجه و وقت نماز ظهر مثلا از ظهر تا نزدیك غروب است، وقت تحصیل علم از گهواره تا گور است و نیز فرمود: «اطلبوا العلم و لو بالصین» (بحارالانوار، ج 1 ص 180 ) یعنی علم را جستجو و تحصیل كنید و به دست آوردید ولو در چین، ولو اینكه مستلزم این‏ باشد كه به دورترین نقاط جهان مانند چین سفر كنید.

 این حدیث می‏گوید تحصیل علم، جا و مكان معین ندارد، همان طوری كه‏ وقت و زمان معین هم ندارد. ممكن است یك تكلیف و فریضه از لحاظ جا و مكان محدودیت داشته باشد، نشود آن را در همه جا انجام داد، مثلا اعمال حج از لحاظ محل و مكان هم‏ مقید و محدود است. مسلمانان حتما باید اعمال حج را در مكه، در همان‏ سرزمینی كه توحید و اسلام از آنجا طلوع كرد و به سایر جهانیان رسید، در اطراف خانه‏ای كه به دست ابراهیم و فرزند پاك نهادش بنا شد انجام یابد.

مسلمانان نمی‏توانند با هم توافق كنند و نقطه دیگری را برای اعمال حج‏ انتخاب كنند. پس این تكلیف از این نظر محدودیت دارد، اما در انجام‏ فریضه علم هیچ نقطه معین در نظر گرفته نشده، هر جا كه علم هست آنجا جای‏ تحصیل و به دست آوردن است، می‏خواهد مكه باشد یا مدینه، مصر باشد یا شام یا عراق، یا دورترین نقاط جهان، می‏خواهد در مشرق باشد یا مغرب. یك سلسله احادیث داریم در باب فضل مهاجرت و مسافرت برای علم به‏ نقاط دوردست، و حتی آیه كریمه «و من یخرج من بیته مهاجرا الی الله‏ و رسوله ثم یدركه الموت فقد وقع اجره علی الله؛ و هر كس از خانه خود به سوی خدا و پیامبرش برای هجرت خارج شود و در راه بمیرد اجرش با خداست» (سوره نساء، آیه 100)، به مهاجرت و مسافرت در طلب علم تفسیر شده است. در یكی از احادیث معتبر وارد شده: «لو علمتم ما فی طلب العلم لطلبتموه و لو بسفك المهج و خوض اللجج؛ یعنی اگر می‏دانستید در نتیجه طلب و تحصیل علم به‏ چه سعادتهائی می‏رسید، به دنبال آن می‏رفتید ولو به اینكه خون شما در این‏ راه ریخته شود و یا مستلزم این باشد كه به دریاها وارد شوید و اقیانوسها بپیمائید»(بحار، ج 2 ص 177 ).

همچنین از رسول اكرم ( ص ) روایت شده که فرمود: «الحكمة ضاله المؤمن یأخذها اینما وجدها »، یا به این تعبیر: «كلمة الحكمة ضالة المؤمن فحیث وجدها فهو احق بها» (بحار الانوار، ج 2 ص 99 ) یعنی حكمت گمشده‏ مؤمن است، و هر كس كه چیزی گم كرده آن را در هر نقطه كه پیدا كند معطل‏ نمی‏شود و برمی‏دارد. "حكمت" یعنی سخن و مطلب محكم و متقن و منطقی و درست، یعنی دریافت حقیقت. هر قانون و قاعده‏ای كه با حقیقت وفق دهد و ساخته وهم و تخیلات نباشد "حكمت" است. علی ( ع ) می‏فرماید: «الحكمة ضالة المؤمن فاطلبوها و لو عند المشرك تكونوا احق بها و اهله؛ حكمت گمشده مؤمن است پس او را بجوئید و بیابید هر چند در نزدیك نفر مشرك باشد. شما كه مؤمن هستید، به آن علم و حكمت سزاوارترید و شایسته‏ آن می‏باشید». و هم آن حضرت فرموده: «الحكمة ضالة المؤمن فخذ الحكمة و لو من اهل النفاق؛ حكمت، گمشده مؤمن است. آن را بگیر ولو از اهل نفاق»(نهج‏البلاغه، حكمت 80 )، باز هم از این تعبیرات زیاد داریم.

خلاصه همه اینها اینست كه در فرا گرفتن علم، یگانه شرط اینست كه آن علم درست و صحیح و مطابق با واقع و حقیقت باشد، شما به آن كسی كه علم و حكمت را از او فرا می‏گیرید كار نداشته باشید . بلی یك وقت هست كه آدمی در درست بودن و صحیح بودن مطلب تردید دارد. در اینگونه موارد كسانی كه اهل تشخیص نیستند نباید به سخن هركس گوش‏ كنند، باید دقت كنند كه تحت تأثیر و تلقین چه كسی هستند. اگر در این‏ جهت دقت نكنند بسا هست كه از آن راه گمراه شوند. ولی یك وقت هست‏ كه معلوم است كه حرف طرف درست است، مثلا واقعا یك كشف علمی در طب‏، یا در طبیعی، یا غیر اینها، مسلم است كه درست است. می‏فرماید در این صورت بروید یاد بگیرید.

در احادیث ما از زبان حضرت مسیح عیسی بن‏ مریم ( ع ) نقل شده كه فرمود: «خذوا الحق من اهل الباطل و لا تأخذوا الباطل من اهل الحق ، كونوا نقاد الكلام؛ یعنی حق را بگیرید و بپذیرید ولو از اهل باطل، اما باطل را هرگز نگیرید و نپذیرید ولو از اهل‏ حق، خودتان صراف سخن و سخن‏شناس باشید» (بحارالانوار، ج 2 ص 96 ). به هر حال این سلسله احادیث، قید و محدودیت را درباب علم از لحاظ صرف ارتباط، یعنی از لحاظ كسانی كه یك نفر مسلمان علم خود را از آنها فرا می‏گیرد برداشته است. زیرا ممكن است یك وظیفه‏ای از این نظر محدود باشد. مثلا نماز جماعت را باید به یك نفر اقتداء كرد، اما شرط دارد، شرطش این است كه مسلمان باشد، مؤمن باشد، عادل باشد. اما در تعلیم و تعلم هیچیك از این شرطها منظور نشده.

اسلام جامعه‏ای می‏خواهد عزیز و مستقل و متكی‏ به خود، اسلام نمی‏پسندد كه یك ملت مسلمان، زیردست و تو سری خور یك‏ ملت غیر مسلمان بوده باشد: «لن یجعل الله للكافرین علی المؤمنین‏ سبیلا؛ خداوند نمی‏پسندد كه كافران بر مسلمانان سیطره و تسلط داشته باشند» (سوره نساء، آیه 141). اسلام نمی‏پسندد یك ملت مسلمان همیشه دست در یوزگی به سوی‏ یك ملت دیگری به عنوان قرض یا كمك بلا عوض دراز كند. اسلام نمی‏پسندد جامعه اسلامی استقلال اقتصادی یا اجتماعی نداشته باشد. اسلام نمی‏پسندد كه مسلمانان همین كه‏ بیماری سختی پیدا كردند خودشان طبیب و وسائل كافی نداشته باشند و بیماران را به دوش بكشند و به سوی ملتهای غیر مسلمان بروند.

علم ، پایه عزتها و استقلالها
در دنیا تحولی به وجود آمده كه همه كارها بر پاشنه علم‏ می‏چرخد و چرخ زندگی بر محور علم قرار گرفته است. همه شؤون حیات بشر با علم وابستگی پیدا كرده به طوری كه هیچ كاری و هیچ شأنی از شؤون حیات بشر را جز با كلید علم نمی‏توان انجام داد.

فریضه علم ، مفتاح سایر فرائض
انجام سائر فرائض و تكالیف فردی و اجتماعی اسلام، به‏ فریضه علم بستگی دارد. فریضه علم به عنوان یك كلید و مفتاح برای انجام‏ سایر فرائض و منظورهای اسلامی شناخته شده و به اصطلاح فقهاء، واجب‏ تهیوئی است، و بالنتیجه اگر شؤون حیاتی مسلمین شكلی به خود بگیرد كه‏ وابستگی بیشتری به علم پیدا كند فریضه علم هم اهمیت و لزوم و توسعه و عموم بیشتری پیدا می‏كند. هر علمی كه به حال اسلام و مسلمین نافع است و برای آنها لازم است‏ آن را باید از علوم دینی شمرد و اگر كسی خلوص نیت داشته باشد و برای‏ خدمت به اسلام و مسلمین آن علم را تحصیل كند، مشمول اجر و ثوابهائی كه‏ در تحصیل علم گفته شده هست، مشمول این حدیث است كه «و ان الملائكة لتضع اجنحتها لطالب العلم؛ فرشتگان، زیر پای طالبان علم پر می‏نهند». اما اگر خلوص نیت در كار نباشد تحصیل‏ هیچ علمی ولو یاد گرفتن آیات قرآن باشد اجر و ثوابی ندارد. جامعیت و خاتمیت اسلام اقتضاء می‏كند كه هر علم مفید و نافعی را كه برای جامعه‏ اسلامی لازم و ضروری است علم دینی بخوانیم.

 
 
 
 

شرایط وجوب علم و علوم واجبه

 
 
 
 
کتاب ده گفتار ص 178-171،
انسان در قرآن، ص 6-35،
وحی نبوت، ص 3-142
 
 
 
 
 
   
 
ادب و اخلاق > فضیلت های اخلاقی
 
اصول عقاید > نبوت > ادیان الهی > اسلام > قرآن > معارف در قرآن > باورها در قرآن
 
 
 
 
 
کتاب ده گفتار ص 178-171،
انسان در قرآن، ص 6-35،
وحی نبوت، ص 3-142
 
با عرض سلام ببخشید دنبال آیاتی از قرآن که درباره اهمیت علم آموزی هست می گشتم فقط خود آیه رو می خواستم نه تفسیر اون خیلی دنبالش گشتم به طور جامع پیدا نکردم اگه میشه کمکم کنید.

جمعه 10 آبان
رحیمه دشتی

نظر کارشناس:
کاربرگرامی باسلام همین مقاله مورد نظر گوشه ای ازایات رابیان کرده است .موفق باشید .
 
از مطالب جالب و انگیزه بخشتون ممنونم

جمعه 05 خرداد
جواد

نظر کارشناس:
موفق باشید
 
salam mrsi az inke mataleb ba manba zekr shodan movafagh bashid

چهارشنبه 03 خرداد
morteza

نظر کارشناس:
کاربر گرامی با سلام ما هم سپاسگزاریم
 
با سلام و تشکر از مطالب خوبی که گذاشته اید

جمعه 15 ارديبهشت
رشید
 
با سلام و خسته نباشید از احادیث و توضیحات شما بسیار استفاده بردم.

چهارشنبه 09 فروردين
حبیب
 
کلمه علم ودانش وذوالقرنین وملک الموت چند بار درقرآن آمده است

پنجشنبه 10 آذر
لیلا گلریز
   
 
 
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
   
 
 
 
طهور قرآن | دایره المعارف طهور | کتابخانه طهور | پادکست طهور | اعلام | کتاب شناسی | سایت ٥ روز | طهور فرانسه
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور