جستجو
    جستجوی پيشرفته  
صفحه اصلی
 
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
اهمیت هجرت در فرهنگ اسلامی
1,329
 
 
Tahoor_invitation

مسئله‏ای در میان علما مطرح است و آن این است که قرآن کریم برای هجرت‏ اهمیت قائل است. قرآن کریم، سه مفهوم مقدس را در بسیاری از آیات خود توأم آورده‏ است: ایمان، هجرت و جهاد. انسان قرآن، موجودی‏ است وابسته به ایمان و وارسته از هر چیزی دیگر. این موجود وابسته به‏ ایمان برای نجات ایمان خود هجرت می‏کند و برای نجات ایمان جامعه و در حقیقت برای نجات جامعه از چنگال اهریمن بی ایمانی جهاد می‏نماید. خداوند در سوره نساء در اهمیت هجرت می فرماید: «وَ مَنْ یُهاجِرْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یَجِدْ فِی الْأَرْضِ مُراغَماً كَثِیراً وَ سَعَةً وَ مَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً؛ و كسى كه در راه خدا هجرت كند نقاط امن فراوان و گسترده‏اى در زمین مى‏یابد، و كسى كه از خانه‏اش به عنوان مهاجرت به سوى خدا و پیامبر او بیرون رود سپس مرگش فرا رسد پاداش او بر خدا است و خداوند آمرزنده و مهربان است» (نساء،100).

به دنبال بحث درباره افرادى كه بر اثر كوتاهى در انجام فریضه مهاجرت، به انواع ذلتها و بدبختیها تن در مى‏دهند، در این آیه با قاطعیت تمام درباره اهمیت هجرت در دو قسمت بحث شده است: نخست اشاره به آثار و بركات هجرت در زندگى این جهان كرده، مى‏فرماید: كسانى كه در راه خدا و براى خدا مهاجرت كنند، در این جهان پهناور خدا، نقاط امن فراوان و وسیع پیدا مى‏كنند كه مى‏توانند حق را در آنجا اجرا كنند و بینى مخالفان را به خاك بمالند. باید توجه داشت كه مراغم از ماده رغام (بر وزن كلام) به معنى خاك گرفته شده و ارغام به معنى بخاك مالیدن و ذلیل كردن است و مراغم هم صیغه اسم مفعول است و هم اسم مكان و در آیه فوق به معنى اسم مكان آمده یعنى مكانى كه مى‏توانند در آن حق را اجرا كنند و اگر كسى با حق از روى عناد مخالفت كند، او را محكوم سازند و بینى او را به خاك بمالند! سپس به جنبه معنوى و اخروى مهاجرت اشاره كرده مى‏فرماید: اگر كسانى از خانه و وطن خود به قصد مهاجرت به سوى خدا و پیامبر (ص) خارج شوند و پیش از رسیدن به هجرتگاه، مرگ آنها را فرا گیرد، اجر و پاداششان بر خدا است، و خداوند گناهان آنها را مى‏بخشد. بنا براین مهاجران در هر صورت به پیروزى بزرگى نائل مى‏گردند، چه بتوانند خود را به مقصد برسانند و از آزادى و حریت در انجام وظائف بهره گیرند، و چه نتوانند و جان خود را در این راه از دست بدهند، و با اینكه تمام پاداشهاى نیكوكاران بر خدا است، ولى در اینجا به خصوص تصریح به این موضوع شده است كه «فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ»: پاداش او بر خدا لازم شده است و این نهایت عظمت و اهمیت پاداش مهاجران را روشن مى‏سازد.

طبق این آیه و آیات فراوان دیگر قرآن، اسلام با صراحت دستور میدهد كه اگر در محیطى بخاطر عواملى نتوانستید آنچه وظیفه دارید انجام دهید، به محیط و منطقه امن دیگرى هجرت نمائید، زیرا با وسعت جهان هستى نتوان مرد به ذلت كه در اینجا زادم!، و علت این دستور روشن است، زیرا اسلام جنبه منطقه‏اى ندارد، و وابسته و محدود به مكان و محیط معینى نیست و به این ترتیب علاقه‏هاى افراطى به محیط تولد و زادگاه و دیگر علائق مختلف از نظر اسلام نمی تواند مانع از هجرت مسلمان باشد و به همین جهت مى‏بینیم در صدر اسلام، همه این علاقه‏ها بخاطر حفظ و پیشرفت اسلام بریده شد و به گفته یكى از مورخان غرب قبیله و خانواده تنها شجره و درختى است كه در صحرا مى‏روید و هیچ فردى جز در پناه آن نمى‏تواند زندگى كند، و محمد (ص) با هجرت خویش شجره‏اى را كه از گوشت و خون خانواده‏اش پرورده شده بود براى پروردگارش قطع كرد. و با قریش رابطه خود را برید. ( محمد خاتم پیامبران جلد اول).

از اینها گذشته در میان همه موجودات زنده به هنگامى كه موجودیت خود را در خطر مى‏بینند، هجرت وجود دارد. بسیارى از انسانهاى گذشته، پس از تغییر شرائط جغرافیایى زمین، از زادگاه خود براى ادامه حیات به نقاط دیگر كوچ كردند. نه تنها انسانها، بلكه در میان جانداران دیگر انواع بسیارى به عنوان مهاجر شناخته شده‏اند مانند پرندگان مهاجر كه براى ادامه حیات گاهى تقریبا سرتاسر كره زمین را سیر مى‏كنند، و بعضى از آنها از منطقه قطب شمال تا منطقه قطب جنوب را طى مى‏نمایند، و به این ترتیب گاهى براى حفظ حیات خود در سال حدود 18 هزار كیلومتر پرواز مى‏نمایند و این خود مى‏رساند كه هجرت یكى از قوانین جاودانه حیات و زندگى است.

آیا انسان ممكن است از یك پرنده كمتر باشد؟! و آیا هنگامى كه حیات معنوى و حیثیت و اهداف مقدسى كه از حیات مادى انسان ارزشمندتر است، به خطر افتاد، مى‏تواند به عذر اینكه اینجا زادگاه من است تن به انواع تحقیرها و ذلت‏ها و محرومیت‏ها و سلب آزادیها و از میان رفتن اهداف خود، بدهد؟! و یا اینكه طبق همان قانون عمومى حیات باید از چنین نقطه‏اى مهاجرت كند، و به محلى كه آمادگى براى نمو و رشد مادى و معنوى او است، انتقال یابد؟. جالب این است كه هجرت- آن هم نه براى حفظ خود بلكه براى حفظ آئین اسلام- مبدء تاریخ مسلمانان مى‏باشد و زیر بناى همه حوادث سیاسى، تبلیغى و اجتماعى ما را تشكیل مى‏دهد. اما چرا سال هجرت پیامبر ص به عنوان مبدء تاریخ اسلام انتخاب شد؟

این موضوع جالب توجهى است، زیرا مى‏دانیم كه هر قوم و ملتى براى خود مبدء تاریخى دارند، مثلا مسیحیان مبدء تاریخ خود را سال میلاد مسیح‏ قرار داده‏اند و در اسلام با اینكه حوادث مهم فراوانى مانند ولادت پیغمبر اسلام، بعثت او، فتح مكه و رحلت پیغمبر ص بوده، ولى هیچ كدام انتخاب نشده، و تنها زمان هجرت رسول خدا (ص) به عنوان مبدء تاریخ انتخاب شده است. تاریخ مى‏گوید: مسلمانان در زمان خلیفه دوم كه اسلام طبعا توسعه یافته بود، به فكر تعیین مبدء تاریخى كه جنبه عمومى و همگانى داشته باشد، افتادند، و پس از گفتگوى فراوان نظر على (ع) را دائر بر انتخاب هجرت به عنوان مبدء تاریخ پذیرفتند ( تاریخ طبرى جلد دوم صفحه 112).

در واقع مى‏بایست چنین هم باشد، زیرا هجرت درخشنده‏ترین برنامه‏اى بود كه در اسلام پیاده شد، و سر آغاز فصل نوینى از تاریخ اسلام گشت. مسلمانان تا در مكه بودند و دوران آموزش خود را مى‏دیدند، در ظاهر هیچ گونه قدرت اجتماعى و سیاسى نداشتند، اما پس از هجرت بلافاصله دولت اسلامى تشكیل شد و با سرعت فراوانى در همه زمینه‏ها پیشرفت كرد، و اگر مسلمانان به فرمان پیغمبر (ص) دست به چنین هجرتى نمى‏زدند، نه تنها اسلام از محیط مكه فراتر نمى‏رفت، بلكه ممكن بود در همان جا دفن و فراموش مى‏شد. روشن است كه هجرت یك حكم مخصوص به زمان پیغمبر (ص) نبوده است، بلكه در هر عصر و زمان و مكانى اگر همان شرائط پیش آید، مسلمانان موظف به هجرتند. اساسا قرآن هجرت را مایه پیدایش آزادى و آسایش مى‏داند همانطور كه در آیه مورد بحث صریحا آمده است و در سوره نحل آیه 41 نیز به بیان دیگرى این حقیقت ذكر شده: «وَ الَّذِینَ هاجَرُوا فِی اللَّهِ مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِی الدُّنْیا حَسَنَةً؛ و آنها كه مورد ستم واقع شدند و به دنبال آن در راه خدا مهاجرت اختیار كردند جایگاه پاكیزه‏اى در دنیا خواهند داشت».

این نكته نیز لازم به تذكر است، كه هجرت از نظر اسلام تنها هجرت مكانى و خارجى نیست، بلكه باید قبل از این هجرت، هجرتى از درون آغاز شود و آن هجرت و دورى از چیزهایى است كه منافات با اصالت و افتخارات انسانى دارد تا در سایه آن براى هجرت خارجى و مكانى آماده شود. و این هجرت لازم است، تا اگر نیازى به هجرت مكانى نداشت، در پرتو این هجرت درونى در صف مهاجران راه خدا در آید. اصولا روح هجرت همان فرار از ظلمت به نور و از كفر به ایمان، از گناه و نافرمانى به اطاعت فرمان خدا است و لذا در احادیث مى‏خوانیم: مهاجرانى كه جسمشان هجرت كرده اما در درون و روح خود هجرتى نداشته‏اند، در صف مهاجران نیستند و به عكس آنها كه نیازى به هجرت مكانى نداشته‏اند، اما دست به هجرت در درون وجود خود زده‏اند، در زمره مهاجرانند.

امیر مؤمنان على (ع) مى‏فرماید: «و یقول الرجل هاجرت، و لم یهاجر، انما المهاجرون الذین یهجرون السیئات و لم یاتوا بها؛ بعضى مى‏گویند مهاجرت كرده‏ایم در حالى كه مهاجرت واقعى نكرده‏اند، مهاجران واقعى آنها هستند كه از گناهان هجرت مى‏كنند و مرتكب آن نمى‏شوند» (سفینة البحار «هجر»).

 پیامبر (ص) فرمود: «من فر بدینه من ارض الى ارض و ان كان شبرا من الارض استوجب الجنة و كان رفیق محمد و ابراهیم علیهما السلام‏؛ كسى كه براى حفظ آئین خود از سرزمینى به سرزمین دیگر حتى به اندازه یك وجب مهاجرت كند استحقاق بهشت مى‏یابد و یار و همنشین محمد (ص) و ابراهیم (ع) خواهد بود (زیرا این دو پیامبر بزرگ پیشواى مهاجران جهان بودند)» (نور الثقلین جلد اول صفحه 541).

به هر حال مقام مهاجران در اسلام مقام فوق العاده پر ارجى است، هم خود پیامبر و هم مسلمانان بعد، همگى براى آنها احترام خاصى قائل بودند، چرا كه آنها به تمام زندگى خویش، براى گسترش دعوت اسلام، پشت پا زدند، بعضى جان خود را به خطر انداختند، و بعضى مانند صهیب از همه اموال خود چشم پوشیدند، و جالب اینكه خود را در این معامله نیز برنده مى‏دانستند. اگر فداكارى آن مهاجران در آن روزها نبود، محیط خفقان بار مكه و عناصر شیطانى كه بر آن حكومت مى‏كردند هرگز اجازه نمى‏دادند صداى ‏اسلام به گوش كسى برسد، و این صدا را براى همیشه در گلوى مؤمنان خفه مى‏كردند. اما آنها با این جهش حساب شده، نه تنها مكه را زیر سیطره خود درآوردند، بلكه صداى اسلام را به گوش جهانیان رساندند و این سنتى است براى همه مسلمانان، در چنین شرائطى، و در همه تاریخ.

البته این نکته نیز ضروری است که هجرت مخصوص زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نیست بلکه در زمانهای‏ دیگر هم هست. امام علی علیه السلام می‏فرماید: «والهجره قائمه علی حدها الاول؛ و هجرت (از کفر و معصیت و روی آوردن به ایمان و طاعت) بر همان حد اولش که واجب بود، برقرار است» (نهج البلاغه، خطبه 189). یعنی یک‏ نفر مسلمان از آن جهت که مسلمان است، اسلام به او اجازه نمی‏دهد که بدون‏ موجب برود در بلاد کفر زندگی بکند، بگوید من زندگی آنجا را خوشتر دارم. مثلا فردی اصلا ایرانی است و خودش و خاندانش همه مسلمان هستند. چند سالی‏ تحصیل می‏کند بعد می‏رود فلان ایالت آمریکا. یک وقت به نظرش می‏آید که‏ اینجا از نظر زندگی بهتر است می‏گوید من دلم می‏خواهد اینجا زندگی بکنم. فقط به خاطر اینکه می‏خواهد به او بهتر خوش بگذرد. یعنی خودش را از جامعه اسلامی به کلی می‏برد و عضو جامعه غیر اسلامی می‏شود. آیا این شخص وظیفه مهاجرت دارد یا ندارد؟ آیا وظیفه دارد بیاید در جایی زندگی بکند که عضو جامعه اسلامی باشد یا چنین وظیفه‏ای ندارد؟

بله؛ «الهجره قائمه علی حدها الاول؛ هجرت به حد اول خود باقی است». بله یک‏ وقت هست یک مسلمانی به خاطر انجام یک کاری و یک مأموریتی به بلاد کفر می‏رود. او حسابش علیحده است. انسان برای انجام مأموریت، سالها ممکن است برود در بلاد کفر بماند، اما عضو آن جامعه نشده است، عضو اجتماع خودش هست و به خاطر اجتماع خودش و برای انجام یک وظیفه به‏ آنجا می‏رود. اما اگر صرفا برای اینکه آنجا را بهتر می‏پسندد به بلاد کفر برود، اولین اثرش خیلی واضح است، فرض کنیم خود این آدم یک آدم فوق‏ العاده مسلمانی است و در آنجا نمازش را می‏خواند، روزه‏اش را می‏گیرد، به شرائط مسلمانی عمل می‏کند، ولی بچه‏هایش چه حالی پیدا می‏کنند؟ بچه‏های‏ بچه‏های او چه حالی پیدا می‏کنند؟ بسیار بعید است که نسل این آدم به اسلام‏ باقی بماند. پس در واقع یک خانواده مسلمان را در جامعه کفر هضم‏ کرده است.

 
 
 
 

درجات مختلف هجرت در تعالیم اسلامی

 
 
 
 
تفسير نمونه، ج‏4، ص94-89، و ج‏11، ص238،
آشنایی با قرآن 3 ص 189 و 190،
کتاب قیام و انقلاب مهدی ،ص 73
 
 
 
 
 
   
 
اصول عقاید > نبوت > ادیان الهی > اسلام > قرآن > معارف در قرآن
 
ادب و اخلاق > فضیلت های اخلاقی
 
 
 
 
 
تفسير نمونه، ج‏4، ص94-89، و ج‏11، ص238،
آشنایی با قرآن 3 ص 189 و 190،
کتاب قیام و انقلاب مهدی ،ص 73
   
 
 
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
   
 
 
 
طهور قرآن | دایره المعارف طهور | کتابخانه طهور | پادکست طهور | اعلام | کتاب شناسی | سایت ٥ روز | طهور فرانسه
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور