جستجو
    جستجوی پيشرفته  
صفحه اصلی
 
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
احکام ارث در فقه اسلامی
19,267
 
 
Tahoor_invitation

خداوند در سوره نساء آيات 11 تا 12 در مورد احکام ارث می فرماید: «يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ فَإِنْ كُنَّ نِساءً فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثا ما تَرَكَ وَ إِنْ كانَتْ واحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَ لِأَبَوَيْهِ لِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِنْ كانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ وَ وَرِثَهُ أَبَواهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِنْ كانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِها أَوْ دَيْنٍ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ لا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعاً فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيماً حَكِيماً (نساء،11) وَ لَكُمْ نِصْفُ ما تَرَكَ أَزْواجُكُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُنَّ وَلَدٌ فَإِنْ كانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَكُمُ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْنَ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِينَ بِها أَوْ دَيْنٍ وَ لَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْتُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ وَلَدٌ فَإِنْ كانَ لَكُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَكْتُمْ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ تُوصُونَ بِها أَوْ دَيْنٍ وَ إِنْ كانَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلالَةً أَوِ امْرَأَةٌ وَ لَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ فَإِنْ كانُوا أَكْثَرَ مِنْ ذلِكَ فَهُمْ شُرَكاءُ فِي الثُّلُثِ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصى‏ بِها أَوْ دَيْنٍ غَيْرَ مُضَارٍّ وَصِيَّةً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَلِيمٌ (نساء،12):

 

خداوند به شما در باره فرزندانتان سفارش ميكند كه (از ميراث) براى پسر به اندازه سهم دو دختر باشد و اگر فرزندان شما (دو دختر و) بيش از دو دختر بوده باشد دو سوم ميراث از آن آنها است و اگر يكى بوده باشد نيمى (از ميراث) از آن او است، و براى پدر و مادر او (كسى كه از دنيا رفته) هر كدام يك ششم ميراث است اگر فرزندى داشته باشد و اگر فرزندى نداشته باشد و (تنها) پدر و مادر از او ارث برند براى مادر او يك سوم است و اگر او برادرانى داشته باشدمادرش يك ششم ميبرد (و پنج ششم باقيمانده براى پدر است) (همه اينها) بعد از انجام وصيتى است كه او كرده است و بعد از اداى دين است- شما نمى‏دانيد پدران و مادران و فرزندانتان كداميك براى شما سودمندترند- اين فريضه الهى است و خداوند دانا و حكيم است.و براى شما نصف ميراث زنانتان است اگر آنها فرزندى نداشته باشند و اگر فرزندى براى آنها باشد يك چهارم از آن شماست پس از انجام وصيتى كه كرده‏اند و اداى دين (آنها)، و براى زنان شما يك چهارم ميراث شما است اگر فرزندى نداشته باشيد و اگر براى شما فرزندى باشد يك هشتم از آن آنها است، بعد از انجام وصيتى كه كرده‏ايد و اداى دين، و اگر مردى بوده باشد كه كلاله (خواهر يا برادر) از او ارث مى‏برد يا زنى كه برادر يا خواهرى دارد سهم هر كدام يك ششم است (اگر برادران و خواهران مادرى باشند) و اگر بيش از يك نفر باشند آنها شريك در يك سوم هستند پس از انجام وصيتى كه شده و اداى دين، بشرط آنكه (از طريق وصيت و اقرار به دين) به آنها ضرر نزند اين سفارش خدا است و خدا دانا و حليم است.


ارث يك حق طبيعى است‏. نميتوان انكار كرد كه قانون ارث علاوه بر اينكه يك امر طبيعى و فطرى است در گسترش تلاش‏هاى اقتصادى نيز اثر عميق دارد.


ارث فرزندان


«يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ» در اين آيه حكم طبقه اول وارثان (فرزندان و پدران و مادران) بيان شده است، و بديهى است كه هيچ رابطه خويشاوندى نزديكتر از رابطه فرزند و پدر نمى‏باشد، و لذا قرآن آنها را بر طبقات ديگر ارث مقدم داشته است.در جمله نخست مى‏گويد:" خداوند به شما در باره فرزندانتان سفارش ميكند كه براى پسران دو برابر سهم دختران قائل شويد".قابل توجه اينكه از نظر جمله‏بندى و طرز بيان ارث دختران اصل قرار داده شده و ارث پسران به صورت فرع و با مقايسه به آن تعيين گرديده، زيرا مى‏گويد:


" پسران دو برابر سهم دختران ميبرند" و اين يك نوع تاكيد روى ارث بردن دختران و مبارزه با سنتهاى جاهلى است كه آنها را به كلى محروم مى‏كردند. اما« فَإِنْ كُنَّ نِساءً فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثا ما تَرَكَ"» اگر فرزندان ميت، منحصرا دو دختر يا بيشتر باشند دو ثلث مال از آن آنهاست".«وَ إِنْ كانَتْ واحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ» ولى اگر تنها يك دختر بوده باشد نصف مجموع مال از آن اوست". در اينجا سؤالى پيش مى‏آيد كه قرآن در اين آيه مى‏گويد« فوق اثنتين» يعنى اگر دختران بيش از دو نفر باشند دو سوم مال متعلق به آنهاست، بنا بر اين آيه از حكم دو دختر ساكت است، بلكه تنها حكم يك دختر و چند دختر را گفته است.با توجه به جمله اول آيه، جواب اين سؤال روشن مى‏شود، و آن اين است كه سهم دو دختر از جمله" لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ":" پسر دو برابر سهم دختر دارد" اجمالا معلوم مى‏گردد، زيرا اگر بازماندگان شخص مرده فقط يك پسر و يك دختر باشند سهم دختر يك سوم و سهم پسر دو سوم ميگردد بنا بر اين سهم دو دختر طبق اين جمله دو سوم خواهد بود و شايد بخاطر همين بوده كه در جمله بعد از سهم دو دختر خوددارى شده و تنها اشاره به سهم چند دختر گرديده كه آنهم از دو سوم تجاوز نميكند.

 

از مراجعه به آخرين آيه سوره نساء نيز اين مسئله روشن مى‏شود زيرا در آن آيه سهم يك خواهر نصف قرار داده شده (همانند سهم يك دختر) سپس‏مي فرمايد:" اگر دو خواهر بوده باشند دو سوم مال را ميبرند" از اين حكم مى‏فهميم كه در مورد دو دختر نيز دو سوم مال در نظر گرفته شده است. به علاوه اين تعبير در ادبيات عرب ديده مى‏شود كه گاهى ميگويند" فوق اثنتين" و منظور" اثنتان و ما فوق" است يعنى دو و بيشتر.از همه اينها گذشته حكم مزبور از نظر فقه اسلامى و منابع حديث مسلم است و اگر فرضا ابهامى در جمله بالا باشد با توجه به سنت (منابع حديث) برطرف ميگردد.


ارث پدر و مادر


حالت سوم: اين است كه وارث تنها پدر و مادر باشند و فرزندى در كار نباشد، ولى شخص متوفى برادرانى از طرف پدر و مادر، يا تنها از طرف پدر، داشته باشد، در اين صورت سهم مادر از يك سوم به يك ششم تنزل مى‏يابد و در واقع، برادران، با اينكه ارث نمى‏برند، مانع مقدار اضافى ارث مادر ميشوند و به همين جهت آنها را" حاجب" مى‏نامند (فَإِنْ كانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ).فلسفه اين حكم روشن است، زيرا وجود برادران متعدد موجب سنگينى بار زندگى پدر است، چون پدر بايد هزينه آنها را بپردازد تا بزرگ شوند، و حتى‏پس از بزرگ شدن نيز هزينه‏هايى براى پدر دارند، و به همين جهت برادرانى موجب تنزل سهم مادر مى‏شوند كه از ناحيه پدر و مادر و يا تنها از ناحيه پدر باشند و اما برادرانى كه تنها از ناحيه مادر هستند و هيچ گونه سنگينى بر دوش پدر ندارد، حاجب نمى‏گردند.

 

در اينجا سؤالى مطرح است كه قرآن در اين آيه در مورد برادران لفظ" جمع" بكار برده و مي گويد« فَإِنْ كانَ لَهُ إِخْوَةٌ» (اگر آن شخص متوفى برادرانى داشته باشد) و مى‏دانيم كه حد اقل جمع سه نفر است، در حالى كه تمام فقهاى اسلام معتقدند كه دو برادر هم مى‏توانند مانع و موجب تنزل ارث مادر شوند. جواب اين سؤال با مراجعه به آيات ديگر قرآن روشن مى‏شود، و آن اينكه لازم نيست در همه جا لفظ جمع در سه نفر و بيشتر بكار رود بلكه در پاره‏اى از موارد بر دو نفر هم اطلاق مى‏شود مانند آيه 78 سوره انبياء:" و كُنَّا لِحُكْمِهِمْ شاهِدِينَ" (ما گواه حكم آنها بوديم). آيه مربوط به قضاوت" حضرت داود علیه السلام" و" حضرت سلیمان علیه السلام" است، و قرآن در باره اين دو نفر ضمير جمع (هم) بكار برده است، از اينجا روشن مى‏شود كه ممكن است گاهى لفظ جمع در دو نفر بكار رود، ولى البته اين موضوع نياز به شاهد و قرينه دارد و در آيه مورد بحث شاهد همان اتفاق مسلمانان و ورود دليل از پيشوايان اسلام است، زيرا در اين مسئله همه دانشمندان اسلام اعم از شيعه و سنى (به جز ابن عباس) دو برادر را مشمول حكم آيه دانسته‏اند.


ارث بعد از وصيت و دين است:


«مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِها أَوْ دَيْنٍ»:سپس قرآن مى‏گويد: وارثان هنگامى مى‏توانند مال را در ميان خود تقسيم كنند كه شخص ميت وصيتى نكرده باشد، و يا بدهى بر عهده او نباشد، بنا بر اين اگر وصيتى كرده يا ديونى دارد بايد نخست به آنها عمل كرد (البته همان طور كه در باب وصيت گفته شده انسان فقط مى‏تواند در باره يك سوم از مال خود وصيت كند و اگر بيش از آن وصيت كند صحيح نيست مگر اينكه ورثه اجازه دهند).«آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ لا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعاً»:در اين جمله مى‏فرمايد" شما نمى‏دانيد پدران و فرزندانتان كداميك بيشتر به نفع شما هستند" يعنى قانون ارث بر اساس مصالح واقعى بشر استوار شده، و تشخيص اين مصالح به دست خداست، زيرا انسان آنچه را مربوط به خير و صلاح اوست در همه جا نمى‏تواند تشخيص دهد، ممكن است بعضى گمان كنند پدران و مادران بيشتر به نيازمندى‏هاى او پاسخ مى‏گويند، و بنا بر اين بايد در ارث بر فرزندان مقدم باشند، و ممكن است جمعى عكس اين را فكر كنند و اگر قانون ارث بدست مردم مى‏بود هزار گونه هرج و مرج و نزاع و اختلاف در آن واقع ميشد، اما خدا كه حقايق امور را آن چنان كه هست مى‏داند قانون ارث را بر نظام ثابتى كه خير بشر در آن است قرار داده. «فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيماً حَكِيماً»: اين قانونى است كه از طرف خدا فرض و واجب شده و او دانا و حكيم است" اين جمله براى تاكيد مطالب گذشته است، تا جاى هيچ گونه چانه زدن براى مردم در باره قوانين مربوط به سهام ارث باقى نماند.


سهم ارث همسران از يكديگر:


«وَ لَكُمْ نِصْفُ ما تَرَكَ أَزْواجُكُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُنَّ وَلَدٌ»:در آيه قبل به سهم فرزندان و پدران و مادران اشاره شد و در اين آيه چگونگى ارث زن و شوهر از يكديگر توضيح داده مى‏شود. آيه مى‏گويد:" مرد نيمى از اموال همسر خود را در صورتى كه او فرزندى نداشته باشد به ارث مى‏برد، ولى اگر فرزند و يا فرزندانى داشته باشد (حتى اگر از شوهر ديگرى باشد) شوهر تنها يك چهارم مال را به ارث ميبرد (فَإِنْ كانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَكُمُ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْنَ). البته اين تقسيم نيز بعد از پرداخت بدهى‏هاى همسر و انجام وصيت‏هاى مالى اوست چنان كه مى‏فرمايد" مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِينَ بِها أَوْ دَيْنٍ". اما ارث زنان از ثروت شوهران در صورتى كه شوهر فرزندى نداشته باشد يك چهارم اصل مال است چنان كه مى‏فرمايد،" وَ لَهُنَّ الرُّبُعُ مِمَّا تَرَكْتُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ وَلَدٌ" ولى اگر شوهران فرزندى داشته باشند (اگر چه اين فرزند از همسر ديگرى باشد) سهم زنان به يك هشتم مى‏رسد چنان كه مى‏گويد" فَإِنْ كانَ لَكُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ الثُّمُنُ مِمَّا تَرَكْتُمْ".

 

اين تقسيم نيز همانند تقسيم سابق بعد از پرداخت بدهكاريهاى شوهر و انجام وصيت مالى اوست«مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ تُوصُونَ بِها أَوْ دَيْنٍ»:قابل توجه آنكه سهام شوهران و زنان در صورتى كه شخص ميت فرزند داشته باشد به نصف تقليل مى‏يابد، و آن براى رعايت حال فرزندان است.و علت اينكه سهم شوهران دو برابر سهم زنان قرار داده شده همان است كه مشروحا در بحث سابق در باره ارث پسر و دختر گفته شد.توجه به اين نكته نيز لازم است كه سهمى كه براى زنان تعيين شده (اعم از از يك چهارم يا يك هشتم) اختصاص به يك همسر ندارد بلكه اگر مرد همسران متعدد داشته باشد سهم مذكور بين همه آنها به طور مساوى تقسيم خواهد شد و ظاهر آيه فوق نيز همين است.


ارث برادران و خواهران‏


«وَ إِنْ كانَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلالَةً ...»در اين جمله از آيه به واژه تازه‏اى برخورد مى‏كنيم كه فقط در دو مورد از قرآن ديده مى‏شود: يكى در آيه مورد بحث و ديگرى در آخرين آيه از همين سوره نساء و آن كلمه" كلاله" است.آنچه از كتب لغت استفاده ميشود اين است كه" كلالة" در اصل معنى مصدرى دارد و به معنى" كلال" يعنى از بين رفتن قوت و توانايى است.ولى بعدا به خواهران و برادرانى كه از شخص متوفى ارث مى‏برند گفته شده است و شايد تناسب آن اين باشد كه برادران و خواهران جزء طبقه دوم ارث هستند، و تنها با نبودن پدر و مادر و فرزند ارث مى‏برند، و چنين كسى كه پدر و مادر و فرزندى ندارد مسلما در رنج است و قدرت و توانايى خويش را از دست داده، و لذا به آنها" كلالة" گفته مى‏شود و" راغب" در كتاب" مفردات" مى‏گويد: كلالة" به كسانى گفته مى‏شود كه از متوفى ارث مى‏برند، در حالى كه پدر و مادر يا فرزند و فرزندزاده او نيستند.ولى از روايتى كه از پيغمبر خدا ص نقل شده چنين استفاده مى‏شود كه" كلالة" عنوانى است براى شخصى كه از دنيا رفته در حالى كه نه پدر و مادرى دارد و نه فرزند و هيچ مانعى ندارد كه عنوان" كلالة" هم بر شخص" متوفى" اطلاق شود و هم بر" اين دسته از خويشاوندان" (چنان كه در كتاب خود به اين موضوع تصريح كرده است).

 

و اما اينكه چرا قرآن به جاى بردن نام برادر و خواهر اين تعبير (كلالة) را انتخاب كرده؟ شايد بخاطر اين است كه اين گونه افراد كه نه پدر و مادر دارند و نه فرزندى مراقب باشند كه اموال آنها به دست كسانى خواهد رسيد كه نشانه ناتوانى او هستند و بنا بر اين پيش از آنكه ديگران از آن استفاده كنند خودشان آنها را در موارد ضرورى‏تر و لازم‏تر، در راه كمك به نيازمندان و حفظ مصالح اجتماعى صرف كنند. «وَ إِنْ كانَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلالَةً أَوِ امْرَأَةٌ وَ لَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ»:آيه مى‏گويد:" اگر مردى از دنيا برود و برادران و خواهران از او ارث ببرند، يا زنى از دنيا برود و برادر و يا خواهرى داشته باشد هر يك از آنها يك ششم مال را به ارث مى‏برند". اين در صورت است كه از شخص متوفى يك برادر و يك خواهر باقى بماند اما اگر بيش از يكى باشند مجموعا يك ثلث ميبرند يعنى بايد ثلث مال را در ميان خودشان تقسيم كنند (فَإِنْ كانُوا أَكْثَرَ مِنْ ذلِكَ فَهُمْ شُرَكاءُ فِي الثُّلُثِ).

 

سپس اضافه مى‏كند" مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصى‏ بِها أَوْ دَيْنٍ": اين در صورتى است كه وصيت قبلا انجام گيرد و ديون از آن خارج شود" غير مضار" در حالى كه وصيت و همچنين دين جنبه زيان رسانيدن به ورثه نداشته باشد به اين معنى كه بيش از ثلث وصيت نكند، زيرا طبق رواياتى كه از پيغمبر اكرم ص و ائمه اهل بيت ع واردشده وصيت بيش از ثلث" اضرار" به ورثه است و نفوذ آن مشروط به رضايت آنها ميباشد، و يا اينكه براى محروم ساختن ورثه و زيان رسانيدن به آنها اعتراف به- ديون و بدهى‏هايى كند در حالى كه بدهكار نباشد. در پايان براى تاكيد مى‏فرمايد« وَصِيَّةً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَلِيمٌ» اين توصيه‏اى است الهى كه بايد محترم شمرده شود، زيرا خداوند به منافع و مصالح شما آگاه است كه اين احكام را مقرر داشته و نيز از نيات وصيت كنندگان آگاه مى‏باشد، در عين حال" حليم" است و كسانى را كه بر خلاف فرمان او رفتار مى‏كنند فورا مجازات نمى‏نمايد.


در اينجا اشاره به چند موضوع لازم است:


1- آنچه از آيه فوق در باره ارث برادران و خواهران آمده است گرچه ظاهرا به طور مطلق است و برادران و خواهران پدر و مادرى، و پدرى تنها، و مادرى تنها، را شامل مى‏شود، ولى با توجه به آخرين آيه همين سوره نساء كه تفسير آن به زودى خواهد آمد روشن مى‏شود كه منظور از اين آيه تنها برادران و خواهران مادرى متوفى هستند (آنها كه فقط از طرف مادر با او ارتباط دارند) در حالى كه آيه آخر سوره نساء در باره برادران و خواهران پدر و مادرى و يا پدرى تنها مى‏باشد (شواهد اين موضوع را بخواست خدا در ذيل همان آيه بيان خواهيم داشت) بنا بر اين گرچه هر دو آيه بحث از ارث" كلاله" (برادران و خواهران) مى‏كند و ظاهرا با هم سازگار نيستند اما با دقت در مضمون دو آيه روشن مى‏شود كه هر كدام در باره يك دسته خاص از برادران و خواهران سخن مى‏گويد و هيچ گونه تضادى در ميان آنها نيست.


2- روشن است كه ارث بردن اين طبقه در صورتى است كه وارثى از طبقه اول يعنى پدر و مادر و فرزندان، در كار نباشد، گواه اين موضوع آيه" وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى‏ بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ" (خويشاوندان بعضى بر بعض ديگر در مقررات ارث ترجيح دارند آنها كه به شخص ميت نزديك‏ترند مقدم هستند) (انفال- 75) و همچنين اخبار فراوانى كه در اين زمينه وارد شده گواه ديگرى بر تعيين طبقات ارث و ترجيح بعضى بر بعض ديگر مى‏باشد.


3- از تعبير« فَهُمْ شُرَكاءُ فِي الثُّلُثِ» (برادران و خواهران مادرى اگر بيش از يك نفر باشند در ثلث مال شريكند) استفاده مى‏شود كه آنها يك ثلث را در ميان خود به طور مساوى تقسيم مى‏كنند و زن و مرد در اينجا هيچ گونه تفاوتى ندارند زيرا مفهوم شركت مطلق مساوى بودن سهام است.


4- از آيه فوق به خوبى استفاده مى‏شود كه انسان حق ندارد از طريق وصيت يا اعتراف به بدهى كه بر ذمه او نيست صحنه‏سازى بر ضد وارثان كند و حقوق آنها را تضييع نمايد، او تنها موظف است ديون واقعى خود را در آخرين فرصت گوشزد نمايد و حق دارد وصيتى عادلانه كه در اخبار حد آن مقدار ثلث تعبير شده بنمايد.


اما ميراث پدران و مادران كه آنها نيز جزء طبقه اول و همرديف فرزندان ميباشند همان است كه در آيه فوق بيان شده است و در آن سه حالت است:
حالت اول: شخص متوفى، فرزند يا فرزندانى داشته باشد كه در اين صورت به پدر و مادر او هر كدام يك ششم ميرسد (وَ لِأَبَوَيْهِ لِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِنْ كانَ لَهُ وَلَدٌ). حالت دوم: فرزندى در ميان نباشد و وارث تنها پدر و مادر باشند در اين صورت سهم مادر يك سوم مجموع مال است (فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ وَ وَرِثَهُ أَبَواهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ) و اگر مى‏بينيم در اينجا سخنى از سهم پدر به ميان نيامده بخاطر اين است كه سهم او روشن است يعنى" دو سوم" به علاوه گاهى شخص ميت ممكن است همسرى داشته باشد در اين صورت سهم همسر از سهم پدر كم ميشود، و بنا بر اين سهم پدر در حالت دوم متغير است.

 
 
 
 

نسبت وصیت و ارث در فقه اسلامی

بررسی ادله سوسیالیست ها در باب نامشروع بودن ارث

رعایت مسائل اخلاقى در مورد تقسیم ارث

فلسفه تفاوت ارث پسر و دختر در آئین اسلام

نسبت مالکیت فردی و ارث

 
 
 
 
تفسير نمونه، ج‏3، ص:299-289
 
 
 
 
 
   
 
اصول عقاید > نبوت > ادیان الهی > اسلام > قرآن > معارف در قرآن > احکام در قرآن
 
احکام فقهی > احکام خانواده > ارث
 
 
 
 
 
 
 
تفسير نمونه، ج‏3، ص:299-289
 
خواهر و برادری هستیم(خواهر 26 ساله و برادر 29 ساله ) که با زن بابامون تو خونه پدری زندگی میکنیم ،پدرمون یک ماهه فوت کرده و ما با حقوق بازنشستگی پدرمون زندگی می کنیم حالا سه تا برادر متاهل که از ما بزرگتر و جدا هستن میتونن بدون اختیار ما درخواست انحصار وراثت بکنن و یا خونه رو ازما بگیرن یا از ما کرایه بگیرن

شنبه 08 تير
حمید

نظر کارشناس:
کاربرگرامی تقسیم ارث وطی روند قانونی از جمله انحصار وراثت باید با اگاهی وحضورتمامی وارثان باشد .وتوافق انها با همدیگرموفق باشید.
 
سلام. تا جه میزان میتوان ازمال میت جهت خیرات برایش برداشت کرد. آیا اجازه وراث لازم است؟













































































































































































































































































































































































































































































































































































شنبه 13 اسفند
سید خلیل سعادتمندیان

نظر کارشناس:
باسلام اگروصیت کرده باشد،تا یک سوم دارایی او را طبق مواردی که وصیت کرده باشد با صرف نمود ورضایت وراث لازم نیست ولی اگر وصیت نکرده باشدو یا اضافه بر آن یک سوم بخواهند مالی را برای او خیرات بدهند رضایت وراث لازم است .
 
فردی دارای 3 برادر در واقع با خودش 4 برادر هستند ،و دارای 3 خواهر هم میباشند و در مجموع 7 برادر و خواهر میباشند که پدر و مادرشان در چندین سال پیش فوت کرده اند ، این فرد دارای زمین باغبانی و کشاورزی می باشد این فرد از نظر عقلی مشکل دارد سوال اینجاست که بعد از فوت این شخص (فرد ی که از نظر عقلی مشکل دارد) ارث این فرد فوت شده چه خواهد شد >؟ ( در ضمن این شخص دارای برادر زاده و خواهر زاده میباشد ).) لطفا جواب را زودتر ارسال فرمایید آخه خیلی وقته که پیام میدهیم ولی به جواب نرسیدیم , مرجع تفلید مقام معظم رهبری میباشد با تشکر

جمعه 23 دي
فاضل حیدری سارویی

نظر کارشناس:
باسلام،از دفتر رهبری،بخش استفتاءات سوال بفرماییدتا نظرایشان را برایتان بگویند.
 
درمورد ماهم قضاوت کنید ما7خواهر و 2برادر ویک مادریم پدرمان فوت شده وحالا مادربزگم درخواست ارث(با تحریک دخترانش)کرده است ما واقعا وضعیت مالی مان خراب است کل ماترک نیز16ملیون براورد شده تنها راه دادن سهم مادربزگم فروش خونه(کل دارایی)است ودر مقابل ان اواره شدن3خواهرم و مادرم و خودم (افراد باقی مانده در خانه)که سه نفر مشغول به تحصیل هستیم است راهنمایی کنید باید چیکار کنم خواهشا

دوشنبه 09 خرداد
مهدی1189
 
سهم ارث پسر دوبرابر دختر است.ا

دوشنبه 27 دي
کاربر
 
زميني است كه از پدر مادريمان (پدر بزرگ) به مادرمان رسيده است ارث بین فرزندان دختر و پسر مساوی است یا اینکه پسر دوسهم و دختر یک سهم. منتظر پاسخ هستم در ضمن پدرمان هم فوت كرده

دوشنبه 27 دي
مجيد
 
سلام حكم حق الارث زن پدر بعد از مرگ پدر ازدواج كند چيست؟ آيا به او ارث تعلق مي گيرد يا به واسطه ازدواج با مردي ديگر از به او تعلق نمي گيرد شايان ذكر است كه مهريه خود را تمام و كمال دريافت كرده است

چهارشنبه 20 مرداد
رضا
 
با سلام خدمت شما میخواستم ببینم یک تحقیق در مورد ارث نبردن فرزند قاتل از پدرش دارید که با منابع باشه برام ارسال کنید از لطف شما ممنونم

جمعه 13 آذر
علی
 
اگر مادري داراي خانه لي باشد كه از پدرش به ارث برده بعد از فوت اين مادر اين خانه چگونه بين دختران و پسرانش تقسيم ميشود

سه شنبه 19 آبان
الهام
 
لطفا بفرمایید وقتی مادر فوت میکند ارث بین فرزندان دختر و پسر مساوی است یا اینکه پسر دوسهم و دختر یک سهم. منتظر پاسخ هستم

شنبه 24 مرداد
زهرا
   
 
 
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
   
 
 
 
طهور قرآن | دایره المعارف طهور | کتابخانه طهور | پادکست طهور | اعلام | کتاب شناسی | سایت ٥ روز | طهور فرانسه
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور