جستجو
    جستجوی پيشرفته  
صفحه اصلی
 
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
فلسفه مهریه در ازدواج از نظر اسلام
9,559
 
 
Tahoor_invitation

مرد هنگام ازدواج يك " پيشكشی " تقديم‏ خود زن می‏كند و هيچ يك از والدين حقی به آن پيشكشی ندارند، زن در عين‏ اينكه از مرد پيشكشی دريافت ميدارد استقلال اجتماعی و اقتصادی خود را حفظ می‏كند، اولا به اراده خود شوهر انتخاب می‏كند نه به اراده پدر يا برادر، ثانيا در مدتی كه در خانه پدر است، همچنين در مدتی كه بخانه شوهر ميرود كسی حق ندارد او را بخدمت خود بگمارد و استثمار كند، محصول كار و زحمتش بخودش تعلق دارد نه بديگری و در معاملات حقوقی خود احتياجی به قيمومت مرد ندارد.مرد از لحاظ بهره برداری از زن، فقط حق دارد در ايام زناشوئی از وصال‏ او بهره‏مند شود و مكلف است مادامی كه زناشوئی ادامه دارد و از وصال زن‏ بهره‏مند می‏شود زندگی او را در حدود امكانات خود تأمين نمايد.

اين مرحله همان است كه اسلام آنرا پذيرفته و زناشوئی را بر اين اساس‏ بنيان نهاده است. در قرآن كريم آيات زيادی هست درباره اينكه مهر زن‏ به خود زن تعلق دارد نه به ديگری. مرد بايد در تمام مدت زناشوئی عهده‏دار تأمين مخارج زندگی زن بشود و در عين حال درآمدی كه زن تحصيل می‏كند و نتيجه كار او به شخص خودش تعلق دارد نه به ديگری پدر يا شوهر. اينجا است كه مسئله مهر و نفقه شكل معما پيدا می‏كند، زيرا در وقتی‏ كه مهر به پدر دختر تعلق ميگرفت و زن مانند يك برده بخانه شوهر می‏رفت‏ و شوهر او را استثمار ميكرد، فلسفه مهر باز خريد دختر از پدر بود و فلسفه نفقه مخارج ضروری است كه هر مالكی برای مملوك خود ميكند، اگر بناست چيزی به پدر زن داده نشود و شوهر هم حق ندارد زن را استثمار و از او بهره‏برداری اقتصادی بكند، و زن از لحاظ اقتصادی استقلال كامل دارد و حتی از جنبه حقوقی نيازی به قيمومت و اجازه و سرپرستی ندارد، مهر دادن‏ و نفقه پرداختن برای چه؟

به نظر اسلام پديد آمدن مهر نتيجه تدبير ماهرانه‏ای است كه در متن خلقت‏ و آفرينش برای تعديل روابط زن و مرد و پيوند آنها به یكديگر بكار رفته‏ است. مهر از آنجا پيدا شده كه در متن خلقت نقش هر يك از زن و مرد در مسئله عشق مغاير نقش ديگری است. عرفا اين قانون را به سراسر هستی سرايت می‏دهند، ميگويند قانون عشق و جذب و انجذاب بر سراسر موجودات و مخلوقات حكومت می‏كند، با اين خصوصيت كه موجودات و مخلوقات از لحاظ اينكه هر موجودی وظيفه خاصی را بايد ايفا كند متفاوتند، سوز در يك جا و ساز در جای ديگر قرار داده شده است. نوع احساسات زن و مرد نسبت بيكديگر يك جور نيست. قانون خلقت، جمال و غرور و بی نيازی را در جانب زن، و نيازمندی و طلب و عشق و تغزل را در جانب مرد قرار داده است. ضعف زن‏ در مقابل نيرومندی بدنی به همين وسيله تعديل شده است و همين جهت موجب‏ شده كه همواره مرد از زن خواستگاری می کرده است، طبق گفته‏ جامعه‏شناسان، هم در دوره مادرشاهی و هم در دوره پدرشاهی مرد بوده است‏ كه بسراغ زن ميرفته است.

دانشمندان مي گويند: مرد از زن شهوانی‏تر است، در روايات اسلامی وارد شده كه مرد از زن شهوانی‏تر نيست بلكه بر عكس است، لكن زن از مرد در مقابل شهوت تواناتر و خوددارتر آفريده شده است، نتيجه هر دو سخن يكی‏ است، به هرحال مرد در مقابل غريزه از زن ناتوان‏تر است، اين خصوصيت‏ همواره به زن فرصت داده است كه دنبال مرد نرود و زود تسليم او نشود و بر عكس مرد را وادار كرده است كه به زن اظهار نياز كند و برای جلب‏ رضای او اقدام كند، يكی از آن اقدامات اين بوده كه برای جلب رضای او و باحترام موافقت او هديه‏ای نثار او می‏كرده است. چرا افراد جنس نر هميشه برای تصاحب جنس ماده با يكديگر رقابت‏ می‏كرده‏اند و بجنگ و ستيز با يكديگرمی‏پرداخته‏اند اما هرگز افراد جنس‏ ماده برای تصاحب جنس‏نر حرص و ولع نشان نداده‏اند؟ برای اينكه نقش‏ جنس نر و جنس ماده يكی نبوده است. جنس نر همواره حالت و نقش‏ متقاضی را داشته نه جنس ماده، و جنس ماده هرگز با حرص و ولع جنس نر به دنبال او نمي رفته است، همواره از خود نوعی بی نيازی و استغنا نشان‏ می‏داده است. مهر، با حيا و عفاف زن يك ريشه دارد، زن به الهام فطری دريافته است‏ كه عزت و احترام او به اين است كه خود را رايگان در اختيار مرد قرار ندهد و به اصطلاح شيرين بفروشد.

همين‏ها سبب شده كه زن توانسته با همه ناتوانی جسمی، مرد را به عنوان‏ خواستگار به آستانه خود بكشاند، مردها را برقابت با يكديگر وادار كند، با خارج كردن خود از دسترسی مرد عشق رمانتيك بوجود آورد، مجنونها را به دنبال ليلی‏ها بدواند و آنگاه كه تن به ازدواج با مرد ميدهد عطيه و پيشكشی‏ از او بعنوان نشانه‏ای از صداقت او دريافت دارد. ميگويند در بعضی قبائل وحشی دخترانی كه با چند خواستگار و عاشق بی قرار مواجه می‏شده‏اند آنها را وادار به " دوئل " ميكرده‏اند، هر كدام كه‏ ديگری را مغلوب ميكرده يا ميكشته شايستگی همسری با آن دختر را احراز ميكرده است. از نظر كسانی كه قدرت را فقط در زور بازو می‏شناسند و تاريخ روابط زن و مرد را يكسره ظلم و استثمار مرد می‏بيند. باوری نيست كه زن، اين موجود ضعيف و ظريف، بتواند اين چنين افراد جنس خشن و نيرومند را بجان‏ يكديگر بيندازد، اما اگر كسی اندكی با تدابير ماهرانه خلقت و قدرت‏ عجيب و مرموز زنانه‏ای كه در وجود زن تعبيه شده آشنا باشد می‏داند كه اين‏ چيزها عجيب نيست. زن در مرد تأثير فراوان داشته است، تأثير زن در مرد از تأثير مرد در زن بيشتر بوده است، مرد بسياری از هنرنمائی‏ها و شجاعتها و دلاوريها و نبوغها و شخصيتهای خود را مديون زن و خودداريهای ظريفانه زن است، مديون‏ حيا و عفاف زن است، مديون " شيرين فروشی " زن است.

زن هميشه مرد را مي ساخته و مرد اجتماع را، آنگاه كه حيا و عفاف و خودداری زن از ميان‏ برود و زن بخواهد در نقش مرد ظاهر شود اول به زن مهر باطله می‏خورد و بعد مرد مردانگی خود را فراموش ميكند و سپس اجتماع منهدم ميگردد. همان قدرت زنانه كه توانسته در طول تاريخ شخصيت خود را حفظ كند و به دنبال مرد نرود و مرد را بعنوان خواستگار به آستان خود بكشاند، مردان‏ را به رقابت و جنگ با يكديگر درباره خود وادارد و آنها را تا سر حد كشته شدن ببرد، حيا و عفاف را شعار خود قرار دهد، بدن خود را از چشم‏ مرد مستور نگهدارد و خود را اسرار آميز جلوه دهد، الهام بخش مرد و خالق‏ عشق او باشد، هنرآموز و شجاعت بخش و نبوغ آفرين او واقع شود. در او حس " تغزل " و ستايشگری بوجود آورد و او به فروتنی و خاكساری و ناچيزی‏ خود در مقابل زن بخود ببالد، همان قدرت ميتوانسته مرد را وادار كند كه‏ هنگام ازدواج عطيه‏ای بنام مهر تقديم او كند. مهر، ماده‏ای است از يك آئين‏نامه كلی كه طرح آن در متن خلقت ريخته‏ شده و با دست فطرت تهيه شده است.

مهریه در قرآن کریم

قرآن کریم مهر را ابداع و اختراع نکرد، زیرا مهر به این صورت ابداع خلقت است، کاری که قرآن کرد این بود مهر را به حالت فطری آن برگردانید. قرآن کریم با لطافت و ظرافت بی نظیری میگوید:« وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْ‏ءٍ مِنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَرِيئاً(نساء،4)»:و مهر زنان را(به طور كامل) به عنوان يك بدهى(يا يك عطيه) به آنها بپردازيد، و اگر آنها با رضايت خاطر چيزى از آن را به شما ببخشند آن را حلال و گوارا مصرف كنيد. یعنی کابین زنان را که به خود آنها تعلق دارد(نه به‏ پدران یا برادران آنها) و عطیه و پیشکشی است از جانب شما به آنها به خودشان بدهید. قرآن کریم در این جمله کوتاه به سه نکته اساسی اشاره کرده است. اولا با نام " صدقه "(به ضم دال) یاد کرده است نه با نام مهر، صدقه از ماده صدق است و بدان جهت به مهر صداق یا صدقه گفته میشود که نشانه‏ راستین بودن علاقه مرد است، بعضی مفسرین مانند صاحب کشاف به این نکته‏ تصریح کرده‏اند.

هم چنان که بنا به گفته راغب اصفهانی در مفردات غریب‏ القرآن علت اینکه صدقه(به فتح دال) را صدقه گفته‏اند این است که نشانه‏ صدق ایمان است. دیگر اینکه با ملحق کردن ضمیر(هن) به این کلمه‏ می‏خواهد بفرماید که مهریه به خود زن تعلق دارد نه پدر و مادر، مهر مزد بزرگ کردن و شیر دادن و نان دادن به او نیست. سوم اینکه با کلمه " نحله " کاملا تصریح میکند که مهر هیچ عنوانی جز عنوان تقدیمی و پیشکشی و عطیه و هدیه ندارد. یکی از مسلمات دین اسلام این است که مرد حقی به مال زن و کار زن ندارد، نه میتواند به او فرمان دهد که برای من فلان کار را بکن، و نه اگر زن کاری‏ کرد که به موجب آن کار ثروتی به او تعلق میگیرد مرد حق دارد که بدون رضای زن در آن ثروت تصرف کند، و از این‏ جهت زن و مرد وضع مساوی دارند. و بر خلاف رسم معمول در اروپای مسیحی که‏ تا اوایل قرن بیستم رواج داشت، زن شوهردار از نظر اسلام در معاملات و روابط حقوقی خود تحت قیمومت شوهر نیست، در انجام معاملات خود استقلال‏ و آزادی کامل دارد.

اسلام در عین اینکه به زن چنین استقلال اقتصادی در مقابل شوهر داد و برای شوهر هیچ حقی در مال زن و کار زن و معاملات زن‏ قرار نداد، آئین مهر را منسوخ نکرد، این خود میرساند که مهر از نظر اسلام به خاطر این نیست که مرد بعدا از وجود زن بهره اقتصادی میبرد و نیروی‏ بدنی او را استثمار میکند، پس معلوم میشود اسلام سیستم مهری مخصوص به خود دارد، این سیستم مهری و فلسفه‏اش را نباید با سایر سیستمهای مهری اشتباه‏ کرد و ایراداتی که بر آن سیستمها وارد است بر این سیستم وارد دانست. در دنیای غرب هم که به نام تساوی حقوق انسانها حقوق خانوادگی را از صورت طبیعی خارج کرده‏اند و سعی می‏کنند علی رغم قانون طبیعت زن و مرد را در وضع مشابهی قرار دهند و رل‏های مشابهی در زندگی خانوادگی به عهده آنها بگذارند، آنجا که به اصطلاح پای عشق آزاد بمیان می‏آید و قوانین قراردادی‏ آنها را از مسیر طبیعت خارج نکرده است مرد همان وظیفه طبیعی خود یعنی‏ نیاز و طلب و مایه گذاشتن و پول خرج کردن را انجام میدهد، مرد به زن‏ هدیه می‏دهد و متحمل مخارج او میشود.

در صورتی که در ازدواج فرنگی مهر وجود ندارد و از لحاظ نفقه نیز مسئولیت سنگینی به عهده زن میگذارند. یعنی معاشقه فرنگی از ازدواج فرنگی‏ با طبیعت هماهنگ تر است. مهر یکی از نمونه‏هائی است که می رساند زن و مرد با استعدادهای‏ نامتشابهی آفریده شده‏اند و قانون خلقت از لحاظ حقوق فطری و طبیعی سندهای‏ نامتشابهی بدست آنها داده است. بنابراین اشتباه می‏کنند کسانی که می‏گویند " مهر " یعنی ثمن، یعنی‏ بها، یعنی پول برای خرید. نه، قرآن می‏گوید: این نحله و هدیه است( همان طور که) وقتی شما می‏خواهید کسی را راضی کنید به شکلی که نیاز شما را رفع کند، شما به او هدیه می‏دهید نه او به شما. تعبیر دیگر قرآن " صداق " است. صداق یعنی چیزی به علامت اینکه علاقه من علاقه راستین است، صادقانه است، دروغین نیست‏، برای شهوترانی نیست، برای همسری است، برای فریب دادن نیست، از روی حقیقت است.

مهر يك پشتوانه اجتماعى براى زن‏

در عصر جاهليت نظر به اينكه براى زنان ارزشى قائل نبودند، غالبا مهر را كه حق مسلم زن بود در اختيار اولياى آنها قرار ميدادند، و آن را ملك مسلم آنها ميدانستند گاهى نيز مهر يك زن را ازدواج زن ديگرى قرار ميدادند به اين گونه كه مثلا برادرى، خواهر خود را به ازدواج ديگرى در مى‏آورد كه او هم در مقابل، خواهر خود را به ازدواج وى درآورد، و مهر اين دو زن همين بود.اسلام بر تمام اين رسوم ظالمانه خط بطلان كشيد، و مهر را به عنوان يك حق مسلم به زن اختصاص داد، و در آيات قرآن كرارا مردان را به رعايت كامل اين حق توصيه كرده است.در اسلام براى مهر مقدار معينى تعيين نشده است و بسته بتوافق دو همسر است اگر چه در روايات فراوانى تاكيد شده كه مهر را سنگين قرار ندهند ولى اين يك حكم الزامى نيست بلكه مستحبّ است.اكنون اين سؤال پيش مى‏آيد كه مرد و زن هر دو از ازدواج و زناشويى بطور يكسان بهره ميگيرند، و پيوند زناشويى پيوندى است بر اساس منافع متقابل طرفين، با اين حال چه دليلى دارد كه مرد مبلغ كم يا زيادى به عنوان مهر به زن‏بپردازد؟ وانگهى آيا اين موضوع به شخصيت زن لطمه نمى‏زند، و شكل خريد و فروش به ازدواج نمى‏دهد؟!.روى همين جهات است كه بعضى بشدت با مسئله مهر مخالفت مى‏كنند، مخصوصا معمول نبودن مهر در ميان غربيها براى غرب‏زده‏ها به اين فكر دامن ميزند، در حالى كه نه تنها حذف مهر، به شخصيت زن نمى‏افزايد بلكه وضع او را به مخاطره مى‏افكند.

توضيح اينكه درست است كه مرد و زن هر دو از زندگى زناشويى بطور يكسان سود ميبرند، ولى نمى‏توان انكار كرد كه در صورت جدايى زن و مرد زن متحمل خسارت بيشترى خواهد شد زيرا:اولا مرد طبق استعداد خاص بدنى معمولا در اجتماع نفوذ و تسلط بيشترى دارد، و هر چند بعضى ميخواهند به هنگام سخن گفتن اين حقيقت روشن را انكار كنند اما وضع زندگى اجتماعى بشر كه با چشم مى‏بينيم حتى در جوامع اروپايى كه زنان به اصطلاح از آزادى كامل برخوردارند نشان ميدهد كه ابتكار اعمال پر- درآمد بيشتر در دست مردان است.به علاوه مردان براى انتخاب همسر مجدد امكانات بيشترى دارند ولى زنان بيوه مخصوصا با گذشت قسمتى از عمر آنها، و از دست رفتن سرمايه جوانى و زيبايى، امكاناتشان براى انتخاب همسر جديد كمتر است.با توجه به اين جهات روشن مى‏شود كه امكانات و سرمايه‏اى را كه زن با ازدواج از دست ميدهد بيش از امكاناتى است كه مرد از دست ميدهد، و در حقيقت مهر چيزى است به عنوان جبران خسارت براى زن و وسيله‏اى براى تامين زندگى آينده او، و علاوه مسئله مهر معمولا به شكل ترمزى در برابر تمايلات مرد نسبت به جدايى و طلاق محسوب ميشود.

درست است كه مهر از نظر قوانين اسلام با برقرار شدن پيمان ازدواج به- ذمه مرد تعلق ميگيرد و زن فورا حق مطالبه آن را دارد، ولى چون معمولا به-صورت بدهى بر ذمه مرد ميماند، هم اندوخته‏اى براى آينده زن محسوب ميشود، و هم پشتوانه‏اى براى حفظ حقوق او و از هم نپاشيدن پيمان زناشويى(البته اين موضوع استثنائاتى دارد ولى آنچه گفته شد در غالب موارد صادق است).و اگر بعضى براى مهر تفسير غلطى كرده‏اند و آن را يك نوع" بهاى زن" پنداشته‏اند ارتباط به قوانين اسلام ندارد، زيرا در اسلام مهر به هيچ وجه جنبه بها و قيمت كالا ندارد، و بهترين دليل آن همان صيغه عقد ازدواج است كه در آن رسما" مرد" و" زن" به عنوان دو ركن اساسى پيمان ازدواج به حساب آمده‏اند، و مهر يك چيز اضافى و در حاشيه قرار گرفته است، بهمين دليل اگر در صيغه عقد، اسمى از مهر نبرند عقد باطل نيست، در حالى كه اگر در خريد و فروش و معاملات اسمى از قيمت برده نشود مسلما باطل خواهد بود،(البته بايد توجه داشت اگر در عقد ازدواج نامى از مهر برده نشود شوهر موظف است كه در صورت آميزش جنسى،" مهر المثل" يعنى مهرى همانند زنانى كه هم‏طراز او هستند بپردازد).

از آنچه گفته شد نتيجه می شود كه مهر جنبه" جبران خسارت" و" پشتوانه براى احترام به حقوق زن" دارد، نه قيمت و بها و شايد تعبير به" نحله" به معنى" عطيه" در آيه اشاره به اين قسمت باشد. به هرحال فلسفه و علت اصلی پيدايش مهر اینست که: مهر از آنجا پيدا شده كه قانون خلقت در روابط دو جنس، بعهده هر يك از آنها نقش جداگانه‏ای گذاشته است. مهر از احساسات رقيق و عطوفت‏آميز مرد ناشی شده نه از احساسات خشن و مالكانه او، آنچه از ناحيه زن در اين امر دخالت داشته، حس خودداری مخصوص او بوده نه ضعف‏ و بی اراده بودن او، مهر تدبيری است از ناحيه قانون خلقت برای بالا بردن ارزش زن و قرار دادن او در سطح عاليتری. مهر به زن شخصيت ميدهد. ارزش معنوی مهر برای زن بيش از ارزش مادی آن است. قرآن كريم رسوم جاهليت را درباره مهر منسوخ كرد و آنرا بحالت اولی و طبيعی آن برگردانيد. قرآن كريم هر رسمی كه موجب تضييع مهر زنان ميشد منسوخ كرد، از آن جمله‏ اينكه وقتی كه مردی نسبت به زنش دلسرد و بی ميل ميشد او را در مضيقه و شكنجه قرار ميداد، هدفش اين بود كه با تحت شكنجه قرار دادن او، او را به طلاق راضی كند و تمام يا قسمتی از آنچه بعنوان مهر به او داده از او پس بگيرد. قرآن كريم فرمود: « و لا تعضلوهن لتذهبوا ببعض ما آتيتموهن، نساء، 19 » يعنی زنان را بخاطر اينكه چيزی از آنها بگيريد و قسمتی از مهری كه به آنها داده‏ايد جبران كنيد تحت مضيقه و شكنجه قرار ندهيد!

سيستم مهری اسلام خاص خودش است

يكی از مسلمات دين اسلام اينست كه مرد حقی به مال زن و كار زن ندارد، نه ميتواند باو فرمان دهد كه برای من فلان كار را بكن، و نه اگر زن كاری‏ كرد كه بموجب آن كار ثروتی باو تعلق ميگيرد مرد حق دارد كه بدون رضای زن در آن ثروت تصرف كند، و از اين‏ جهت زن و مرد وضع مساوی دارند. و بر خلاف رسم معمول در اروپای مسيحی كه‏ تا اوايل قرن بيستم رواج داشت، زن شوهردار از نظر اسلام در معاملات و روابط حقوقی خود تحت قيمومت شوهر نيست، در انجام معاملات خود استقلال‏ و آزادی كامل دارد. اسلام در عين اينكه به زن چنين استقلال اقتصادی در مقابل شوهر داد و برای شوهر هيچ حقی در مال زن و كار زن و معاملات زن‏ قرار نداد، آئين مهر را منسوخ نكرد، اين خود ميرساند كه مهر از نظر اسلام بخاطر اين نيست كه مرد بعدا از وجود زن بهره اقتصادی ميبرد و نيروی‏ بدنی او را استثمار ميكند، پس معلوم ميشود اسلام سيستم مهری مخصوص بخود دارد، اين سيستم مهری و فلسفه‏اش را نبايد با ساير سيستمهای مهری اشتباه‏ كرد و ايراداتی كه بر آن سيستمها وارد است بر اين سيستم وارد دانست.

قرآن كريم تصريح ميكند كه مهر " نحله " و عطيه است. قرآن اين عطيه و پيشكشی را لازم ميداند، قرآن رموز فطرت‏ بشر را با كمال دقت رعايت كرده است و برای اينكه هر يك از زن و مرد نقش مخصوصی كه در طبيعت از لحاظ علائق دوستانه به عهده آنها گذاشته شده‏، فراموش نكند لزوم مهر را تأكيد كرده است. نقش زن اينست كه پاسخگوی‏ محبت مرد باشد، محبت زن خوب است بصورت عكس العمل محبت مرد باشد نه بصورت ابتدائی.عشق ابتدائی زن، يعنی عشقی كه از ناحيه زن شروع بشود و زن بدون آنكه مرد قبلا او را خواسته باشد عاشق مردی‏ بشود، همواره مواجه با شكست عشق و شكست شخصيت خود زن است، بر خلاف‏ عشقی كه بصورت پاسخ به عشق ديگری در زن پيدا ميشود، اينچنين عشق نه‏ خودش شكست می‏خورد و نه به شخصيت زن لطمه و شكست وارد می‏آورد. آيا راست است كه زن وفا ندارد؟ پيمان محبت زن سست است؟ به عشق‏ زن نبايد اعتماد كرد؟

اين، هم راست است و هم دروغ، راست است اگر عشق از زن شروع شود، اگر زنی ابتدا عاشق مردی بشود و به او دل ببندد آتشش زود سرد ميشود، به چنين عشقی نبايد اعتماد كرد. اما دروغ است در صورتيكه عشق آتشين زن‏ يك اساسنامه كلی است و بدست طراح طبيعت تدوين شده، بنام تساوی حقوق‏ زن و مرد ملغی گرد د. قرآن در باب مهر، رسوم و قوانين جاهليت را عليرغم ميل مردان آنروز عوض كرد. آنچه خود قرآن در باب مهر گفت رسم‏ معمول جاهليت نبود كه بگوئيم قرآن اهميتی به بود و نبود مهر نميدهد، قرآن ميتوانست مهر را بكلی منسوخ كند و مردان را از اين نظر راحت كند، ولی اين كار را نكرد.

 
 
 
 

حکمت اهمیت مهریه در قرآن کریم

انتقاد بر قانون مهر و پاسخ به آن

مبارزه اسلام با رسوم جاهلیت درباره مهر

مهریه در قرآن

 
 
 
 
نظام حقوق زن در اسلام، 194-181
آشنایی با قرآن 4، صفحه 92و93
تفسير نمونه، ج‏3-186 و ص 182-181 و، ص: 265-264
 
 
 
 
 
   
 
احکام فقهی > فلسفه احکام
 
احکام فقهی > احکام خانواده > مهریه
 
 
 
 
 
 
نظام حقوق زن در اسلام، 194-181
آشنایی با قرآن 4، صفحه 92و93
تفسير نمونه، ج‏3-186 و ص 182-181 و، ص: 265-264
 
با سلام آیا مهریه بدهی مرد به زن محسوب می شود؟ (مانند یک بدهی معمولی در زندگی روز مره که بدهکار بدون اینکه طلب کار طلب خود را مطالبه کند باید بدهی خود را بدهد)؟؟؟

جمعه 12 خرداد
حمید

نظر کارشناس:
کاربر گرامی مهریه هر چند به عنوان هدیه مرد است به زن ولی دقیقا مثل یک بدهی است که هر وقت زن بخواهد باید مردبه او تقدیم کند.البته رعایت موقعیت طرفین از نظر اخلاقی لازم است .
   
 
 
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
   
 
 
 
طهور قرآن | دایره المعارف طهور | کتابخانه طهور | پادکست طهور | اعلام | کتاب شناسی | سایت ٥ روز | طهور فرانسه
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور