جستجو
    جستجوی پيشرفته  
صفحه اصلی
 
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
راه رسیدن به کمال از نظر عرفا
1,410
 
 
Tahoor_invitation

عرفا معتقدند که حقیقت یکی است و بس و آن همان خدا است . آنها غیر خدا را حقیقت نمی‏دانند و به نوعی ظل و چهره و سایه حقیقت می‏دانند و حقیقت بودن هر چیزی را هم که ظاهرا قائل باشند ، به اعتبار انتساب آن‏ به خداوند می‏دانند . اصطلاحی دارند تحت عنوان " وصول به حق " که به معنای این نیست که‏ العیاذ بالله حق حلول کند در انسان . زیرا محال است که خداوند حلول کند یا متحد با خلق بشود . آنان اصلا ثانی برای خداوند قائل نیستند .

شیخ محمود شبستری می‏گوید :
حلول و اتحاد اینجا محال است که در وحدت دوئی عین ظلال است
اگر بگوید " حلول " برای خدا ثانی قائل شده است و عین شرک است و چیزی است که از آن فرار می‏کند و اگر بگوید " اتحاد " باز دو چیز است‏ که با هم متحد شده‏اند . او برای شیئی ، شیئیتی قائل نیست که آنرا ثانی‏ برای خدا قرار دهد . خلق از نظر او یعنی تجلی ، خلق کردن یعنی ظهور . بنابر این معنای رسیدن ، فانی شدن در او است و فانی شدن یعنی انسان‏ برسد به آنجا که حقیقت را آن چنانکه هست درک کند و وقتی خودش را درک‏ می‏کند پس از درک او باشد ، قبل از هر چیزی او را درک کند و ببیند« ما رأیت شیئا الا و رایت الله قبله و بعده و معه » دیگر از نظر او من و ما باقی نمی‏ماند و فانی شدن یعنی این .

پس اصول سخن عرفا این است که حقیقت یک چیز بیشتر نیست و غیر او هر چه هست ، ثانی برای او نیست ، بلکه جلوه‏ها و اسماء و صفات و تجلیات‏ او است . کمال انسان در رسیدن به حقیقت است ، و رسیدن به حقیقت یعنی‏ اینکه انسان برسد به جائی که این حالت را کاملا درک کند که در همه چیز و با همه چیز او را ببیند « و هو معکم اینما کنتم ، حدید 4» و هر کجا باشید او با شماست، و خدا به آنچه مى‏کنید بیناست.با هر چیزی و بلکه قبل‏ از هر چیزی او را ببیند ، قوام هر چیزی را به او ببیند ، و هر چیزی و از آن جمله خودش را در واقع در او ببیند و آنوقت دیگر منی باقی نمی‏ماند.

این همان معنی " فنا " است که می‏گویند و اگر انسان به این حالت رسید و این فنا و اتصال برای او رخ داد ، به قول آنها یدالله الباسطه می‏شود . عرفا معتقد به رسیدن هم هستند . " سلوک " همین است ، " سیر الی الله " ، " سلوک الی الله " . ( ما هم که " تقرب " می گوئیم به معنای نزدیک شدن است ) و چون معتقد به سیر و سلوک و حرکت به سوی خدا و طی منازل قرب هستند و برای این منازل هم نظم‏ خاصی قائلند مثل منازل مکانی که تا منزل اولی طی نشود محال است که بتوان‏ به منزل دوم رسید ، برای عرفان منازلی معین کرده‏اند تا انسان برسد به‏ حقیقت . کمال انسان از نظر آنها خیلی روشن است . آدمی که به حقیقت‏ نرسیده ناقص است ، محجوب است و انسان " نارسیده " است . و انسانیت انسان و استعداد اصلیش همین است که حقیقت را بشناسد و به آن‏ برسد . کسی که به حقیقت نرسیده ، از راه و امانده است .

مرکب این سیر هم از نظر آنها " عشق " و " محبت " و " انس " است . و راه ، راه‏ قلب و دل است نه راه فکر و فلسفه و . . . از نظر آنها هر کمال دیگر از این کمال منشعب می‏شود . هر چیز دیگر به‏ آن اعتبار کمال است که یا راه رسیدن به این کمال است و یا ناشی از این‏ کمال . مثلا آیا زهد برای انسان کمال است ؟ می‏گویند بلی زیرا شرط این راه‏ است . آیا تواضع کمال است ؟ بلی زیرا شرط این راه است . چیزهائی که‏ محاسن اخلاقی است ، و نیز دستگیری و ارشاد و هدایت خوب است چون اثر این کار است .

عرفا می‏گویند دریافت حقیقی دریافت حضوری و شهودی است ، دریافتی‏ است که انسان بتواند با تصفیه خود ، هستی را در درون خودش شهود کند . و ثانیا گذشته از اینکه نوع دریافت را قبول ندارند نوع کمال را هم در صرف دریافت از آن جهت که دریافت است نمی‏دانند ، در رسیدن به حقیقت‏ می‏دانند آنها می‏گویند اولا کشف حقیقت کمال انسان نیست ، وصول به حقیقت‏ کمال انسان است ، و ثانیا وصول به حقیقت است نه حقایق ، و حقیقت مطلق‏ هم ذات خداوند است ، پس کمال انسان در این است که حلقه هستی انسان‏ متصل بشود به حلقه ربوبیت ، یعنی این قطره به آن دریا متصل بشود . فلاسفه ذات و جوهر انسان را همان عقل او می‏دانند ، غیر عقل هر چه هست ، آن را خارج از ذات انسان و در حکم وسائل و ابزار می‏دانند .

" من " انسان یعنی همان قوه فکر کردن انسان ، قوه تفکر منطقی‏انسان . عرفا " من " انسان را عقل و فکر انسان نمی‏دانند ، بلکه عقل و فکر را به منزله یک ابزار آن هم نه ابزار خیلی معتبر می‏دانند و " من " حقیقی هر کس را آن چیزی می‏دانند که از آن به " دل " تعبیر می‏کنند . عارف برای احساس و برای عشق به طور کلی که قویترین احساسها در انسان است ارزش و اهمیت‏ زیادی قائل است . هر چه که حکیم و فیلسوف برای فکر کردن و برای استدلال‏ و دلیل منطقی آوردن ارزش قائل است ، عارف برای عشق ارزش قائل است . وقتی عارف برای همه عالم یک حقیقت بیشتر قائل نیست و آن حقیقت عشق‏ است ، قهرا از نظر او دیگر حقیقت انسان ، فکر نیست که فیلسوف می‏گفت‏ حقیقت انسان دل اوست ، دل هم یعنی همان مرکز عشق الهی . فیلسوف می‏گوید با پای منطق ، با ابزار استدلال و قیاس ، با صغری و کبری و مقدمات چیدن و فکر کردن . ولی عارف می‏گوید خیر ،صحبت از علم و سواد و حرف و بگو و بشنو و صغری و کبری و مقدمه و نتیجه و استدلال نیست .

به جای همه این کارها تزکیه نفس کن . فیلسوف می‏گوید فکر کن ، درس‏ بخوان ، پیش معلم برو ، ولی عارف می‏گوید خودت را تصفیه کن ، تهذیب‏ نفس کن ، اخلاق رذیله را از خود دور کن ، توجه به غیر حق را هر چه‏ می‏توانی از خود بران و بر توجه خود به حق بیفزا ، بر خاطرات خود مسلط باش ، هر چه اندیشه غیر خدا در دل تو بیاید دیو است ، تا دیو هست‏ فرشته که نور خداست هرگز در دل تو نمی‏آید . بعد که انسان را از اینکه در خانه اکابر و بزرگان و صاحبان قدرت برود ، برحذر می‏دارد ، می‏گوید : ترک گدایی مکن ، اما گدایی پیش‏ چه کسی ؟ گدائی پیش یک انسان کامل . به هر حال ، وسیله‏ای که این مکتب برای رسیدن انسان به مقام انسان کامل‏ معرفی می‏کند ، اصلاح و تهذیب نفس است ، توجه به خداست .

هر چه بیشتر انسان به خدا توجه کند و هر چه بیشتر توجه به غیر خدا را از ذهن خود دور کند و هرچه بیشتر به درون خود فرو رود و هرچه ارتباط خود را از بیرون‏ بیشتر قطع کند ،به مقام انسان کامل نزدیکتر می‏شو. نهایت راه عارف ، رسیدن است ، نه دیدن . رسیدن به چه چیز ؟ رسیدن به ذات حق . معتقدند که اگر انسان درون خود را تصفیه کند و با مرکب عشق حرکت کند و منازل بین راه را زیر نظر یک‏ انسان کاملتر طی کند ، پایان این راه این است که پرده میان او و خدا به کلی برداشته‏ می‏شود و به تعبیر خودشان به خدا می‏رسد .

 
 
 
 

انسان کامل از دیدگاه فلاسفه

انسان کامل از نظر عرفا

 
 
 
 
کتاب فلسفه تاریخ ص 235 و 236 و ص 237 و 238، انسان کامل ، ص 177-169 ،تکامل اجتماعی انسان ،138-136
 
 
 
 
 
   
 
اصول عقاید > نبوت > ادیان الهی > اسلام > قرآن > معارف در قرآن > فرهنگ و علوم در قرآن
 
 
 
 
کتاب فلسفه تاریخ ص 235 و 236 و ص 237 و 238، انسان کامل ، ص 177-169 ،تکامل اجتماعی انسان ،138-136
   
 
 
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
   
 
 
 
طهور قرآن | دایره المعارف طهور | کتابخانه طهور | پادکست طهور | اعلام | کتاب شناسی | سایت ٥ روز | طهور فرانسه
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور