جستجو
    جستجوی پيشرفته  
صفحه اصلی
 
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
خدمات تمدن ایران به تمدن نوپای اسلامی
1,800
 
 
Tahoor_invitation

خدمت یك قوم به یك دین این است كه نیروهای مادی و معنوی خود، ذوق و استعداد و فكر و ابتكار خود را در اختیار آن قرار دهد و در این كار خلوص‏ نیت داشته باشد. ایرانیان بیش از هر ملت دیگر نیروهای خود را در اختیار اسلام قرار دادند و بیش از هر ملت دیگر در این راه صمیمیت و اخلاص نشان دادند. در این دو جهت هیچ ملتی به پای ایرانیان نمی‏رسد. حتی خود ملت عرب كه‏ دین اسلام در میان آنها ظهور كرد. راجع به خدمات فراوان ایرانیان به اسلام زیاد سخن گفته می‏شود.
ولی‏ كمتر به این نكته توجه می‏شود كه ایرانیان شاهكارهای خود را در راه خدمت‏ به اسلام به وجود آوردند، و جز نیروی عشق و ایمان نیروی دیگری قادر نیست‏ شاهكار خلق كند. و در حقیقت این اسلام بود كه استعداد ایرانی را تحریك‏ كرد و در او روح تازه‏ای دمید و او را به هیجان آورد، اگر نه چرا ایرانیان صد یك این همت را در راه كیش پیشین خویش بروز ندادند. به همان نسبت كه اسلام یك دین همه جانبه است و بر جنبه‏های مختلف‏ حیات بشری سیطره دارد، خدمات ایرانیان به اسلام نیز وسیع و گسترده و همه جانبه است و در صحنه‏ها و جبهه‏های گوناگون صورت گرفته است.

اولین خدمتی كه باید از آن نام برد، خدمت تمدن كهن ایرانی به تمدن‏ جوان اسلامی است. این تمدن كهن به تمدن جوان و با عظمت اسلامی كمك و خدمت فراوان نمود. هر چند این مطلب از مقصود اصلی ما كه تشریح خدمات‏ صادقانه ایرانیان به اسلام است بیرون است، زیرا مورد استفاده قرار گرفتن یك تمدن كهن برای یك تمدن جدید كه در حال رشد و پا گرفتن است‏ طبیعی و قهری است، ولی این دو مطلب آنچنان به هم پیوسته است، كه با ذكر هر یك بدون دیگری مطلب ناقص به نظر می‏رسد.
به علاوه عنوان كتاب " خدمات متقابل اسلام و ایران " است، به همین جهت ناچاریم به آنچه مربوط به‏ ایران است نیز اشاره كنیم، اعم از آنكه جزء خدمات ایرانیان مسلمان‏ شمرده شود یا شمرده نشود. از اینكه بگذریم به خدمات ایرانیان مسلمان به اسلام می‏رسیم. خدمات‏ ایرانیان مسلمان در جبهه‏های مختلف صورت گرفته است: جبهه نشر و تبلیغ و دعوت ملتهای دیگر، جبهه سربازی و نظامی، جبهه‏ علم و فرهنگ، جبهه ذوق و صنعت و هنر.

دو مطلب‏ قطعی است یكی اینكه ایران قبل از اسلام از خود دارای تمدنی درخشان و باسابقه بوده و این تمدن سابقه طولانی داشته است، دیگر اینكه این تمدن‏ در دوره اسلامی مورد استفاده واقع شده و به قول پ. ژ مناشه: ایرانیان بقایای تمدن تلطیف شده و پرورده‏ای به اسلام تحویل دادند كه بر اثر حیاتی كه این مذهب در آن دمید جان تازه گرفت (تمدن ایرانی، به قلم جمعی از خاورشناسان، ترجمه دكتر عیسی‏ بهنام، صفحه.. 247) اما قسمت اول: یعنی اینكه ایران از یك تمدن كهن برخوردار بوده است‏ اگر چه نیازی به بیان و توضیح ندارد، اما شرح مختصر آن بیفایده نخواهد بود. در كتاب ایران از نظر خاورشناسان، ترجمه آقای دكتر رضازاده شفق نقل‏ از كتاب " روزگار باستان " تألیف " برمستد "، درباره نظم اداری‏ ایران هخامنشی می‏گوید: اداره كشور شاهنشاهی ایران كه از بحر الجزایر تا رود سند و از اقیانوس‏ هند تا خزر امتداد می‏یافت كار آسانی نبود و در گذشته هیچگاه حكمداری در مقابل چنان وظیفه سنگین واقع نشده بود كه كورش آن را شروع كرد و داریوش‏ بزرگ (585 521ق. م ) ادامه داد اینگونه سازمان كشورداری را كه در خاور زمین بلكه در تمام جهان متمدن اولین‏بار به وجود آمد، یكی از مراحل‏ قابل توجه تاریخ بشر توان شمرد...

همچنین در همان كتاب درباره نیروی دریایی ایران هخامنشی می‏نویسد: در زمان خشایارشا پسر داریوش ایران چندین صد كشتی در دریای مدیترانه‏ داشت و نیرومندترین دولت دریایی عهد بود. و هم در آن كتاب می‏نویسد كه: در زمان داریوش یك روحانی معروف مصری را كه جزء اسرای مصری در ایران‏ بود مأمور ساختند برود و در مصر آموزشگاه پزشكی و جراحی برپا دارد... درباره صنایع عهد ساسانی می‏نویسد: صنایع عهد ساسانی از لحاظ تاریخ هنر ایران مهم است.
فن معماری در آن‏ دوره ترقی كرده بود و هنوز از بقایا و انقاض كاخها و مساكن و معابد و قلاع و سدها و پلها می‏توان به عظمت آن پی برد. در فیروز آباد و شاپور و سروستان فارس و تیسفون (مدائن) و قصر شیرین بقایای قصرهای ویران‏ ساسانی مشهود است (همان مدرك، صفحه. 20)
جاحظ در كتاب " المحاسن والاضداد " ادعا می‏كند كه: ایران ساسانی بیش از هر چیز دیگر به ساختمان توجه داشت و این امر از سنگ نبشته‏هایی كه از آن دوره باقی مانده پیداست، اما به كتاب توجه‏ نداشت.

برعكس دوره اسلامی كه هم به ساختمان توجه شده است و هم به‏ كتاب (المحاسن والاضداد، صفحه 4)
ویل دورانت در تاریخ تمدن (جلد دهم، از ترجمه فارسی) در حدود شصت‏ صفحه اختصاص می‏دهد به توضیح و تشریح تمدن ساسانی. درباره علوم در آن‏ دوره، می‏گوید: پهلوی - زبان هند و اروپایی ایران در سلطنت اشكانیان - در زمان‏ ساسانیان نیز معمول بود، از ادبیات آن زمان فقط ششصد هزار كلمه باقی‏ مانده است كه همه مربوط است به دین. ما می‏دانیم كه آن ادبیات وسیع‏ بوده است، اما چون موبدان حافظ و ناقل آن بودند بیشتر آثار غیر دینی را می‏گذاشتند تا از میان برود. شاهان ساسانی حامیان روشنگر ادبیات و فلسفه‏ بودند. خسرو انوشیروان در این كار برتر از همه آنان بود. به فرمان او آثار افلاطون و ارسطو به زبان پهلوی ترجمه و در دانشگاه جندی شاپور تدریس‏ شد (ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج 1 (ترجمه فارسی)، صفحه 234)

چنانكه می‏دانیم دانشگاه جندی شاپور در آن عهد تأسیس شد، این دانشگاه‏ را مسیحیان ایرانی اداره می‏كردند، و یكی از مراكز بزرگ فرهنگی جهان شد. این مركز بزرگ در دوره اسلام ادامه یافت و وقفه‏ای در كارش حاصل نشد. اطبای مسیحی كه در دوران خلفای عباسی نامشان برده می‏شود از قبیل بختیشوع‏، ابن ماسویه و غیره هم فارغ التحصیل همین دانشگاه بودند. بعدها كه بغداد به صورت مركز ثقل دانش جهان درآمد جندی شاپور تحت‏الشعاع قرار گرفت و تدریجاً منقرض شد.
دانشگاه جندی شاپور یكی از مراكزی بود كه به تمدن‏ اسلامی كمك كرد و به آن خدمت نمود. ویل دورانت درباره هنر ساسانی می‏گوید: از ثروت و جلال شاپورها، قبادها و خسروها چیزی جز بقایای هنر دوران‏ ساسانی به جا نمانده است. اما همین مقدار كافی است كه ما را از دوام و قابلیت انعطاف هنر ایران از زمان داریوش كبیر و پرسپولیس تا دوران‏ شاه عباس كبیر و اصفهان به شگفت آورد. (همان مدرك، صفحه 251)

درباره نساجی آن عهد می‏گوید: صنعت نساجی ساسانیان از طرحهای نقاشی، مجسمه سازی، سفالسازی و سایر اشكال تزبینی بهره‏مند شد. پارچه‏های حریر، مطرز، دیبا و دمشقی، گستردنیها، روپوشهای صندلی، سایبانها، چادرها و فرشها با حوصله بسیار و مهارت بافته و آنگاه به گونه رنگهای زرد، آبی و سبز، رنگ آمیزی‏ می‏شدند (همان مدرك، صفحه 254) درباره صنعت سفالسازی می‏گوید: از سفالینه‏های زمان ساسانیان جز قطعاتی كه برای استفاده روزمره ساخته‏ شده بود چیزی به جا نمانده است، معهذا صنعت سفالینه سازی در دوران‏ هخامنشیان بسیار پیشرفته بود و ظاهراً در سلطنت ساسانیان نیز تا حدی‏ ادامه یافت و بعد از غلبه اعراب تكمیل شد. (همان مدرك صفحه 255)

ویل دورانت مدعی است كه: بر روی هم هنر ساسانیان نمایاننده بازخیزی از چهار قرن انحطاط دوران‏ اشكانیان است، اگر ما به قید احتیاط از بقایای آن قضاوت كنیم باید بگوییم كه در كمال و عظمت به پای هنر دوران هخامنشی نمی‏رسد. همچنین از حیث ابداع، ریزه كاری و ذوق با هنر ایران بعد از اسلام برابری نتواند كرد.
ویل دورانت در خاتمه این فصل می‏گوید: هنر ساسانی با اشاعه شكلها و دواعی هنری خود در هندوستان، تركستان و چین در مشرق، و سوریه، آسیای صغیر، قسطنطنیه، بالكان، مصر و اسپانیا در مغرب دین خود را ادا كرد. شاید نفوذ آن به هنر یونانی یاری كرد تا از ابرام در نمایش تصویرهای كلاسیك دست بردارد و به روش تزیینی بیزانتی گراید. و به هنر مسیحیت لاتین معاضدت نمود تا از سقفهای چوبی به طارمها و گنبدهای آجری یا سنگی و دیوارهای دعامه‏ای عطف‏ توجه كند هنر ساختن دروازه‏ها و گنبدهای بزرگ كه خاص معماری ساسانی بود به مسجدهای اسلامی و قصرها و معابد منتقل شد. هیچ چیز در تاریخ گم نمی‏شود، دیر یا زود هر فكر خلاق فرصت و تحول می‏یابد و رنگ و شراره خود را به‏ زندگی می‏افزاید. (همان مدرك صفحه 256)

در كتاب " ایران از نظر خاورشناسان "، فصل سوم تحت عنوان " منابع‏ هنر اسلامی " از كتاب " دستی در هنر اسلامی " تألیف دیمند، رئیس‏ قسمت هنر خاور نزدیك در موزه متروپل، چنین نقل می‏كند: در زمان حضرت محمد صلی الله علیه وآله و سلم عرب از خودش صنعتی‏ نداشت، یا اگر داشت ناچیز بود، بعد از فتح سوریه و بین‏النهرین و مصر و ایران بود كه هنرهای این ممالك را اقتباس كردند از منابع صحف چینی‏ به دست می‏آید كه خلفای اموی از تمام ولایات مفتوحه مصالح و استادانی را جلب می‏كردند و در بنای شهرها و قصرها و مساجد جدید مورد استفاده قرار می‏دادند، معرق سازهای بیزانسی و سوریه‏ای برای تزیینات مساجد دمشق‏ استخدام می‏شدند و تحت ریاست یك استاد ایرانی به كار می‏پرداختند.
همچنین برای ابنیه در مكه صنعتگرانی از مصر و قدس و دمشق آورده شدند و این استفاده از مصالح و عمله تا عصر عباسیان ادامه یافت. طبری نیز در تاریخ خود گوید كه برای بنای بغداد استادانی از سوریه و ایران و موصل و كوفه استخدام گشتند.
با این ترتیب به تدریج یك اسلوب اسلامی كه از دو منبع یعنی عیسوی شرقی و ساسانی سرچشمه می‏گرفت به وجود آمد (ایران از نظر خاورشناسان، ترجمه دكتر رضازاده شفق، صفحه 195) همچنین در همان مقاله می‏نویسد: گرچه در گذشته هم بعضی محققین به تأثیر هنر ساسانی در هنر اسلامی پی‏ برده بودند، ولی اهمیت این مطلب بیشتر اخیراً در سایه حفریات اخیر در تیسفون در نزدیكی بغداد، و كیش در بین‏النهرین، و دامغان در ایران‏ مقدار زیادی مصالح بخصوص گچبریهای تزیینی به دست آمده كه در آنها سرمشق‏ صنایع اولیه اسلامی دیده می‏شود. (همان مدرك، صفحه 21)
همچنین می‏نویسد: هنر ساسانی مستقیماً ادامه یافته و به هنر اسلامی منتهی شده كه هنرمندان‏ گاهی عین آن را نقش كردند و گاهی آن را تغییر دادند و سبك خاصی به وجود آوردند. (همان مدرك، صفحه 202)

نهرو در " نگاهی به تاریخ جهان "، جلد 2، فصلی تحت عنوان " مداومت سنن قدیمی ایران " باز كرده است و می‏خواهد ثابت كند كه روح‏ فرهنگ و هنر ایران از دو هزار سال پیش تاكنون ادامه یافته است. وی‏ می‏گوید: هنر ایران سنن درخشان و نمایانی دارد. این سنتها در مدت بیش از دو هزار سال (بعد از زمان آشوریها تاكنون) ادامه یافته است. در ایران، در حكومتها، در سلسله‏های پادشاهان و در مذهب تغییراتی روی داده است. سرزمین كشور زیر تسلط حكمرانان و پادشاهان خودی و بیگانه قرار گرفته است‏ اسلام به آن كشور راه یافته و بسیار چیزها را منقلب ساخته است و با این وجود سنن هنری ایران همچنان مداومت داشته است.
هم او می‏گوید: ارتش اعراب، در حالی كه به سوی آسیای مركزی و شمال آفریقا پیش‏ می‏رفت و گسترش می‏یافت نه فقط مذهب تازه را همراه خود می‏برد، بلكه‏ یك تمدن جوان و در حال رشد را نیز با خود داشت. سوریه بین‏النهرین و مصر همه در فرهنگ عربی (اسلامی) جذب شدند و تحلیل رفتند، زبان عربی‏ زبان عادی و رسمی آنها شد، و از نظر نژادی نیز با اعراب به هم آمیختند و شبیه یكدیگر شدند.
بغداد، دمشق، قاهره مراكز بزرگ فرهنگ عربی (اسلامی) شدند، و بر اثر جهش پر نیرویی كه از تمدن جدید به وجود آمده‏ بود ساختمانهای زیبای بسیاری در آنها به پا گردید... هر چند ایران‏ شبیه اعراب نشد و در ملیت عربی تحلیل نرفت، تمدن عرب (اسلام) تأثیر فوق‏العاده در آن داشت و اسلام در ایران هم مانند هند یك حیات تازه برای‏ فعالیت هنری ایجاد كرد. هنر و فرهنگ عربی (اسلامی) هم تحت نفوذ و تأثیر ایران واقع شد.

چنانكه می‏دانیم، برخی كتب ایرانی در دوره خلفای اموی و عباسی ترجمه‏ شد، هر چند این كتب با كتبی كه از سایر منابع ترجمه شد قابل مقایسه‏ نبود، در عین حال می‏توان آن را از نوع كمك تمدن ایرانی به تمدن اسلامی‏ به شمار آورد. مسلمین نظامات اداری خود را از ایران اقتباس كردند، دفاتر و دواوین‏ دستگاه خلافت به سبك دفاتر و دواوین قدیمی ایران تنظیم می‏شد و احیاناً زبان اداری و دفتری زبان فارسی بود. بعدها خود ایرانیان مسلمان ترجیح دادند كه به زبان عربی‏ برگردانند.
ابن الندیم در الفهرست می‏نویسد: اولین نقل از زبان دیگر به زبان عربی به امر خالدبن یزیدبن معاویه‏ صورت گرفت، وی علم دوست بود و به صنعت كیمیا علاقه داشت، جماعتی از فلاسفه یونانی كه در مصر می‏زیستند و با زبان عربی آشنا بودند احضار كرد و فرمان داد عده‏ای از كتب آن فن را از زبان یونانی و قبطی به زبان عربی‏ ترجمه كنند، و این اولین ترجمه به زبان عربی است.
سپس می‏گوید: دومین ترجمه به زبان عربی نقل دیوان و دفاتر دولتی است كه در زمان‏ حجاج به وسیله صالح بن عبدالرحمن كه از نژاد ایرانی بود، از زبان فارسی‏ به زبان عربی برگردانده شد. صالح زیردست زادانفرخ كار می‏كرد و زادانفرخ دبیر حجاج بود، صالح چون به هر دو زبان می‏نوشت مورد توجه حجاج‏ واقع شد.

روزی خود صالح به زادانفرخ گفت بیم آن دارم كه حجاج مرا بر تو كه ولی نعم من هستی مقدم بدارد و تو از نظرش بیفتی. زادانفرخ گفت: نترس، هرگز چنین نخواهد شد، او به من بیش از تو نیازمند است، دفتر محاسبات را جز من كسی قادر نیست اداره كند. صالح گفت: به خدا قسم‏ اگر بخواهم می‏توانم دفتر محاسبات را به عربی برگردانم كه اساساً نیازی به‏ زبان فارسی نباشد. زادانفرخ، صالح را امتحان كرد، دید راست می‏گوید تقاضا كرد كه چندی تمارض كند و حاضر نشود، چنین كرد.
حجاج طبیب‏ مخصوص خویش را نزد وی فرستاد. طبیب گفت من كسالتی در او نمی‏بینم، در این بین زادانفرخ در فتنه محمدبن اشعث كشته شد و خود به خود صالح‏ جانشین زادانفرخ گشت. صالح یك روز ماجرایی كه بین او و زادانفرخ گذشته‏ بود به حجاج گفت. حجاج خواستار شد كه این تصمیم را عملی كند. این جریان باعث ناراحتی فارسی زبانان، مخصوصاً آنانكه از این امتیاز بهره‏مند می‏شدند، گردید.
روزی مردانشاه پسر زادانفرخ از صالح چند اصطلاح‏ مربوط به حساب را پرسید و گفت با این اصطلاحات چه می‏كنی؟ صالح معادل‏ آنها را از زبان عربی بیان كرد. مردانشاه ناراحت شد و گفت خدا ریشه‏ات‏ را قطع كند كه ریشه زبان فارسی را قطع كردی. گروهی از فارسی زبانان حاضر شدند صدهزار درهم به صالح بدهند كه به بهانه عدم امكان از تصمیم خویش‏ منصرف شود، اما او منصرف نشد.
ابن‏الندیم می‏گوید: ولی دواوین دولتی شام را به زبان رومی می‏نوشتند نه زبان فارسی و در زمان هشام بن عبدالملك آن را نیز به زبان عربی برگرداندند؟ این جریان به دربار خلفا و حكام آنها مربوط بوده است. سلاطین ایرانی‏ پس از استقلال دفاتر و دواوین را به زبان فارسی می‏نوشته‏اند، بار دیگر در زمان غزنویان به زبان عربی برگردانده شد كه آن نیز تاریخچه‏ای دارد.
بنابراین از مسلمات تاریخ است كه: اولاً ایران قبل از اسلام از تمدنی برخوردار بوده است و این تمدن‏ یكی از مایه‏های تمدن اسلامی است. دیگر اینكه اسلام به ایران حیاتی تازه بخشید و تمدن در حال انحطاط ایران‏ به واسطه اسلام جانی تازه گرفت و شكلی تازه یافت. این دو نكته قابل‏ انكارنیست.

 
 
 
 

صمیمیت و اخلاص ایرانیان در خدمت به تمدن نوپای اسلامی

مداومت و تأثیر روح فرهنگ و هنر ایرانی بر تمدن نوپای اسلامی

 
 
 
 
خدمات متقابل ایران و اسلام، صفحه 331-329
 
 
 
 
 
   
 
اصول عقاید > نبوت > ادیان الهی > اسلام
 
فرهنگ و علوم انسانی > جامعه شناسی > جامعه شناسی دینی
 
اصول عقاید > نبوت > ادیان الهی > اسلام
 
 
 
 
خدمات متقابل ایران و اسلام، صفحه 331-329
 
شما ایرانی ها هیچ کمکی به اسلام نکردید

شنبه 31 فروردين
اراز

نظر کارشناس:
کاربررگرامی با سلام بدون دلیل ومدرک نبایدهیچ سخنی را گفت .موفق باشید .
   
 
 
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
   
 
 
 
طهور قرآن | دایره المعارف طهور | کتابخانه طهور | پادکست طهور | اعلام | کتاب شناسی | سایت ٥ روز | طهور فرانسه
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور